تبلیغات
Ahmadak - مطالب آمدگان (بازیگرانان خارجی)
Ahmadak

بازیگر درتئاتر به واژگان متن، شیئیت می بخشد. و این از هر كاری دراین جهان پیچیده تر و شورانگیزتر است

چارلی چاپلین

یکشنبه 18 دی 1390

نوع مطلب :آمدگان (بازیگرانان خارجی)، آمدگان (كارگردانان خارجی)، 



چارلی چاپلین



پرونده:Charlie Chaplin in Madame Tussauds London.jpg
Charlie Chaplin


سِر چارلز اسپنسر چاپلین (۱۶ آوریل ۱۸۸۹ - ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷) یکی از مشهورترین بازیگران و همچنین کارگردان و موسیقی‌دان برجستهٔ هالیوود و برندهٔ جایزه اسکار است. بیشتر فیلم‌های او کمدی و صامت هستند.

چاپلین در زمینه سینما بیش از ۶۵ سال فعالیت کرد که شروع فعالیتهای وی از سالن ویکتوریا انگلستان به عنوان پسربچه‌ای آغاز شد و تا سن ۸۸ سالگی ادامه یافت. وی در سال ۱۹۱۹ همراه با تعدادی از دوستان سینمایی خود اتحادیه سینماگران را تاسیس کرد.

پرونده:Charlie Chaplin.jpg


اظهار نظر‌ها در مورد او

چاپلین از شخصیت‌های تاثیرگذار سدهٔ بیستم بود از همین رو افراد بزرگ دیگر نیز در مورد او صحبت کرده‌اند:

مارتین سیف در کتابی تحت عنوان چاپلین: یک زندگی می‌نویسد: چاپلین فقط بزرگ نبود، او غولی بود.

ج. ب پریستلی: چارلی فیلم‌های طنز را به نقد‌ها و طنز‌های اجتماعی تبدیل می‌کرد، بدون از دست دادن استعداد حیرت انگیزش در خنداندن ما.

کنستانس کولیر (به انگلیسی: Constance Collier) : چاپلین انسانی رومانتیک، اندوهناک و عجیب بود، دارای ظاهری بی اطلاع از عظمتی که در درونش بود.

لئونارد مالتین (به انگلیسی: Leonard Maltin): عده‌ای سینما را عالی ترین شکل هنر قرن بیستم به حساب می‌آورند و بسیاری چاپلین را نابغهٔ برجستهٔ سینما می‌دانند.

پرونده:Chaplin2.jpg
تصویر جوانی چارلی چاپلین در دوران جوانی (دهه نخست قرن بیستم) که در ایالات متحده آمریکا عکس‌برداری شده‌است. این نگاره برای زمانی است که چارلی چاپلین هنوز یک شخصیت عادی است و قدم به عرصه بازیگری در فیلم‌های صامت نگذاشته است.


پرونده:Charlie Chaplin I.jpg
چارلی چاپلین، دهه ۱۹۱۰

والدین چاپلین هر دو هنرمندانی در سالن بزرگ لندن بودند و هر دو بازیگر و آوازه خوان، اما پیش از آنکه چاپلین سه ساله شود از هم جدا شدند. چارلی آواز خواندن را از مادرش آموخت. پدرش الکلی شد و کمتر با چارلی ارتباط داشت. بعدها مادر چاپلین دچار بیماری روانی شد و در یک آسایشگاه در حوالی لندن بستری گردید. مستخدمهٔ پدر، چارلی را به همراه برادرش به مدرسه فرستاد و پدر چارلی زمانی که او ۱۲ ساله بود درگذشت.

بیماری مادر چاپلین از آنجایی آغاز شد که در یکی از اجراهای زنده تئاتر در لندن که برای سربازان اجرا می‌شد، یکی از اجسامی که سربازان مست به روی صحنه پرتاب می‌کردند به سر مادرش برخورد کرد و مادر چاپلین خون آلود و اشک‌ریزان به پشت صحنه رفت و چاپلین پنج ساله به روی صحنه آمد تا تماشاچیان عصبانی را با خواندن آهنگی سرگرم و آرام کند.

با بستری شدن مادر، چارلی و برادرش رابطهٔ عمیق‌تری پیدا کردند و هر دو با استعداد بالایی که داشتند در همین سالن قدیمی که پدر و مادرشان در آن کار می‌کردند، مشغول به کار شدند. در سال ۱۹۲۸ مادر چارلی ۷ سال پس از انتقال وی توسط پسرانش به هالیوود مرد. سال‌های پس از مرگ مادر و فقر و استیصال برادران چاپلین تاثیر زیادی بر فضای فیلم‌های چاپلین در سال‌های بعد گذاشت. بعدها چارلی از وجود برادری ناتنی از سمت مادر آگاه می‌شود به نام ویلر دریدن که بعدها این برادر به برادران دیگر در هالیوود و استودیو چاپلین می‌پیوندد.

چاپلین در مورد مادرش می گفت: اگر مادرم نبود شک دارم که می توانستم در پانتومیم موفقیتی کسب کنم.او یکی از بزرگترین هنرمندان پانتومیم بود که تاکنون دیده‌ام.[۱]

مهاجرت به آمریکا

چاپلین از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲ به همراه فرد کارنو سراسر آمریکا را دوره کرد و نمایش تئاتر اجرا می‌کرد. چاپلین در زمان همکاری با شرکت کارنو در آمریکا هم‌اتاقی استن لورل بود. استنلی به انگلیس بازگشت اما چاپلین در آمریکا ماند. در سال ۱۹۱۳ بازی چاپلین مورد توجه یکی از فیلم‌سازان قرار گرفت و از آن پس با شرکت فیلم‌سازی کی استون همکاری کرد. وی نخستین فیلم خود را با نام ساختن یک زندگی که فیلم کمدی بود در سال ۱۹۱۴ آغازکرد. چاپلین در این شرکت و با این فیلم به سرعت به شهرت رسید.

بازیگر پیشرو

در سال ۱۹۱۴ با شرکت کی استون چاپلین سه فیلم بازی کرد و به موفقیت‌های چشمگیری رسید. خود در زندگی‌نامه‌اش چنین می‌نویسد:
«     من هیچ ایده‌ای دربارهٔ چهره‌پردازی و لباسم نداشتم. لباسی که در فیلم اول داشتم را دوست نداشتم. در راه لباس‌خانه به این نتیجه رسیدم که شلوار بگی گشاد بپوشم و کفش‌های بزرگ و کلاهی خاص. می‌خواستم همه چیز با هم در تضاد باشد. کتی تنگ و کلاهی کوچک و کفشی بزرگ. نمی‌دانستم باید پیر به نظر بیایم یا جوان؟ اما وقتی یاد حرف کارگردان افتادم که می‌خواست کمی بزرگتر از آنچه هستم به نظر بیایم، پس یک سبیل اضافه کردم. نمی‌دانستم چه شخصیتی باید داشته باشم، اما زمانی که لباس‌ها را پوشیدم، خودِ لباس‌ها احساسی به من داد که شخصیت را دیدم. آغاز به شناختنش کردم و زمانی که به روی صحنه می‌رفتم، کاملاً متولد شده بود.      »

فیلم‌های نخست به سبک مک سنت که کارگردان بود، از فضای کمدی جسمی و ژست‌های اغراق شده استفاده می‌کرد. کم کم چاپلین برای این شرکت فیلم‌سازی کرد و به‌عنوان کارگردان فیلم‌های کوتاه بیش از ۳۴ فیلم ساخت. چاپلین مورد توجه بسیاری از فیلم‌سازان و نویسندگان قرار گرفت.

شخصیت چاپلین بیشتر به عنوان «آواره» شهرت یافت که در زبان‌های مختلف دنیا مفهومی به مانند فردی ولگرد با رفتارهای پیچیده اما بزرگ منشانه داشت. در سال ۱۹۱۵ چاپلین با یک شرکت تازه قرارداد بست و مشغول ساخت فیلم‌های بلندتری شد.

در سال ۱۹۱۶ شرکت فیلم موچوال مبلغ ۶۷۰ هزار دلار با چاپلین قرارداد بست و در مدت ۱۸ ماه وی ۱۲ فیلم بلند کمدی برای آنها ساخت که در این نوع از ویژگی ممتازی در تاریخ سینما برخوردار بودند. در واقع تمام فیلم‌های که در این شرکت ساخته شد، به یک اثر کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شدند. در پایان این سال‌ها آمریکا وارد جنگ جهانی شد و چاپلین دورهٔ جدیدی از سینمای خود را با دوستانش آغاز کرد. چاپلین از سال ۱۹۱۸ در استودیوی خود مشغول به کار شد. تمام فیلم‌های پیشین٬ دوباره ویرایش و کات شدند و در سال‌های مختلف موسیقی و تدوین جدید صورت گرفت.

شیوه فیلم‌سازی

چاپلین همیشه بسیار اشاره‌وار در مورد روش‌های فیلم‌سازی خود سخن می‌گفت، اگر غیر از این عمل می‌کرد مانند این بود که یک شعبده‌باز حقه‌های خود را افشا کند. در واقع تا قبل از ساخت فیلم‌های صدادار مانند دیکتاتور بزرگ در سال ۱۹۴۰، او هیچ وقت یک فیلم‌نامهٔ کامل از ساخت فیلم در اختیار نداشته‌ است. روش چاپلین این گونه بود که طرحی در ذهنش پرورانده می‌شد و بر اساس آنچه ارائه می‌کرد با او قرارداد بسته می‌شد و در این مسیر او می‌توانست آزادانه بنویسد و خود کارگردان فیلم خود باشد. بعد چاپلین گروه همکاری خود را تشکیل می‌داد و محیط داستان و شخصیت‌های آن را می‌ساخت و تقریباً در طول فیلم بود که ابتکارها و ظرافت‌های داستان به ذهنش می‌رسید و آن‌ها را به طرح خود اضافه می‌کرد. گاهی با قسمت‌هایی از فیلم که قبلاً پذیرفته شده بود مخالفت می‌شد یا در روایت داستان ضرورتی ایجاد می‌شد و چاپلین مجبور می‌شد قسمت‌هایی را که قبلا فیلم‌برداری کرده را تکرار کند؛ مگر قسمت‌هایی که با کل مجموعه داستان در تناقض بود. روش فیلم‌سازی یکتای چاپلین تنها پس از مرگش شناخته شد، زمانی که صحنه‌های بریده شدهٔ فیلم‌ها و خروجی‌های نهایی آن‌ها بوسیله گروه بریتانیایی «مستند چاپلین ناشناخته» در سال ۱۹۸۳ بررسی شد.

آنچه در بالا گفته شد یکی از دلایلی است که ساخت یک فیلم برای چاپلین نسبت به رقیبانش زمان بیشتری می‌گرفت. دلیل دیگر آن این بود که چاپلین کارگردان بسیار دقیقی بود و اصرار داشت که هنرپیشه‌ها دقیقاً همان گونه بازی کنند که منظور اوست و اصلاً هم برای او مهم نبود که چقدر طول بکشد تا بتواند بازی مورد نظرش را از هنرپیشه‌اش بگیرد. چاک جونز که در زمان کودکی نزدیک کارگاه فیلم‌سازی چاپلین [۲] زندگی می‌کرده گفته‌ است: به یاد می‌آورد که پدرش هنگام گرفتن یکی از صحنه‌های فیلم چاپلین در آنجا حاضر بوده و دیده که چاپلین یک قسمت را بیش از ۱۰۰ بار تکرار کرده تا در نهایت از کار هنرپیشه‌اش راضی شده و آن قسمت را پذیرفته‌ است.

ترکیب هم زمان داستان‌پردازی و میل به کمال‌گرایی در چاپلین که منجر می‌شد به روزها تلاش و هزاران فوت فیلم گرفته شدهٔ بی‌استفاده، باعث می‌شد تا فیلم‌سازی برای او بسیار پرهزینه تمام شود و کلافگی او باعث پراکندگی و دلگیری هنرپیشه‌ها و سایر عوامل فیلم‌هایش شود و یا باعث شود آن‌ها ساعت‌ها انتظار بکشند و یا حتی در مواردی کل کار تعطیل شود.

پرونده:Charlie Chaplin, bond of friendship, 1918.ogg
صحنه یکی از فیلم‌های بی صدای چاپلین (سال ۱۹۱۸).

مقایسه با سایر طنزهای صامت

از دههٔ ۱۹۶۰ به بعد فیلم‌های چاپلین با فیلم‌های دو طنزپرداز دیگر، باستر کیتون و هارولد لوید، مقایسه می‌شده‌اند، این مقایسه به خصوص در میان طرفداران وفادار دو گروه مطرح بود.

این سه طنزپرداز هریک سبک خاص خود را داشت: چاپلین تاکید زیادی بر عواطف و گیرایی فیلم داشت (به همین دلیل در دههٔ ۱۹۲۰ بسیار معروف بود)؛ لوید به داشتن شخصیت‌های عامه‌پسند در فیلم‌هایش شناخته شده بود و کیتون به خاطر داشتن بردباری همراه با لحنی غرغرو در میان مخاطبان خود مورد پذیرش بود.

از نظر تجاری، تعدادی از سودآورترین فیلم‌های صامت اثر چاپلین است، فیلم جویندگان طلا، با فروش ۴٫۲۵ میلیون دلار آمریکا پنجمین فیلم پرسود و سیرک با فروش ۳٫۸ میلیون دلار آمریکا هفتمین فیلم پرفروش بود. درحالی که فیلم‌های چاپلین در مجموع ۱۰٫۵ میلیون دلار امریکا سود کردند، هارول لوید، درآمدی در حدود ۱۵٫۷ میلیون دلار داشت همچنین لوید تعداد فیلم‌های بیشتری می‌ساخت؛ او دز طول دههٔ ۱۹۲۰، ۱۲ فیلم منتشر کرد درحالی که چاپلین در این مدت تنها ۳ فیلم را منتشر کرد. فیلم‌های باستر کیتون به اندازهٔ فیلم‌های چاپلین و لوید از نظر تجاری موفق نبود. وی حتی در زمانی که در اوج شهرت خود بود در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ و اوایل ۱۹۶۰، تنها دست آوردش، تشویق دیرهنگام منتقدان بود.

واضح است که چاپلین و کیتون که هر دو از Vaudeville کار خود را شروع کردند زیاد به یکدیگر توجه داشته‌ باشند. کیتون در سرگذشت خود از چاپلین با نام بزرگترین طنزپرداز که تا به حال زندگی کرده و بزرگترین کارگردان طنز یاد کرده‌ است. چاپلین نیز در ۱۹۲۵ از کیتون در United Artists استقبال کرد و او را از رفتن به مترو گلدن مایر در سال ۱۹۲۸ برحذر داشت و برای آخرین فیلم او با نام «شهرت»[۴] متنی ویژه برای کیتون نوشت و از او با عنوان شریک طنزپرداز خود از سال ۱۹۱۵ یاد کرد.

کار خلاقانه
دیکتاتور بزرگ

دیکتاتور بزرگ نخستین فیلم کاملاً ناطق چاپلین بود که در اوضاع نابسامان جهانی در دهه چهل میلادی، اثری ضد نازی بود. این فیلم در مورد دیکتاتوری اروپایی و در واقع تاریخچه زندگی آدنوید هینکل، دیکتاتور کشور خیالی تامانیا است که دست به کشتار یهودی‌ها می‌زند و اروپا را درگیر جنگ می‌کند. برخی این فیلم را نپسندیدند و برخی جنبه سیاسی آن را جدی و برخی آن را به قدر کافی جدی نگرفتند. با این حال این فیلم از نظر تجاری محبوبیت فراوانی پیدا کرد و چاپلین را هم‌چنان به عنوان یک ستاره در اوج نگاه داشت.

عصر جدید

موضوع فیلم عصر جدید در مورد کارگرانی است که از آن‌ها زیاد کار می‌کشند و در فکر افزایش ساعت کاری آنان است ولی با تعطیل شدن کارخانه‌ها بیکاران زیادی در شهر هستند که برای گذراندن زندگی خود مجبور به دزدی می‌شوند. این فیلم یکی از زیباترین فیلم‌های چارلی است.

جویندگان طلا

چاپلین فیلم جویندگان طلا را در مورد رنج‌های کسانی ساخت که در آن زمان به دنبال طلا در معادن بودند. چارلی فقیر در این فیلم برای برگزار کردن یک مهمانی شام به خاطر دختر مورد علاقه‌ٔ خود و دوستان او دچار مشکلات بی‌شماری شد. هیچ یک از مهمان‌ها نمی‌آیند‌. نقطه اوج فیلم رقص نان‌های استوانه‌ای٬ توسط چاپلین است که در آن نبوغ فوق‌العاده‌اش را به‌نمایش در می‌آورد. نقطه اوج دیگر فیلم٬ پختن و خوردن یک چکمه توسط چاپلین است.

سیاست
دوره مک کارتی

در حدود سال ۱۹۵۰ جنگ سرد به اوج خود رسیده بود و در آمریکا ترس شدیدی از کمونیست‌ها بوجود آمده بود. در آن سال سناتوری به نام جوزف مک کارتی (به انگلیسی: Joseph Mc Carthy) اعلام کرد لیستی بلند بالا از چند کمونیست دارد. نام چارلی چاپلین نیز در آن لیست بود. او زمانی که برای اولین نمایش فیلم لام لایت (به انگلیسی: Lime Light) به لندن سفر می‌کرد از اخراج خود از آمریکا با خبر شد. به این ترتیب چاپلین به همراه خانواده‌اش از ژانویهٔ ۱۹۵۳ در خانهٔ زیبایی در کورسیر-سور-ووی (به انگلیسی: Corsier - Sur -Vervey) در کشور سوئیس زندگی کرد.

چاپلین در جواب اتهام‌ها گفت: «من یک هنرپیشه هستم نه سیاست‌مدار»

در سال ۱۹۵۴ مک کارتی و همراهانش رسوا شدند. زیرا مشخص شد مدارکی که برای افشای کمونیست‌ها به کار برده بودند جعلی بود. آن سال، سال بازگشت شکوهمند چارلی به آمریکا بود و در نیویورک هدیه باران شد و مدال ارزشمند هندل به او اهدا گردید. [۵]

زندگی شخصی

چاپلین در زندگی شخصی چندین بار ازدواج کرد. اولین ازدواج چارلی در اکتبر سال ۱۹۱۸ با میلدرد هریس (به انگلیسی: Mildred Harris) بود. دختر بانمکی که چارلی را یاد عشق نافرجامش٬ هتی کلی (به انگلیسی: Hetty Kelly) می‌انداخت که در سال ۱۹۰۸ عاشق او شده بود. عشقی که از همان ابتدا مورد مخالفت خانوادهٔ هتی قرار گرفت. ازدواج چارلی با میلدرد پس از دوسال یعنی در آوریل ۱۹۲۰ به جدایی کشیده شد. نتیجهٔ این ازدواج یک فرزند پسر بود که تنها سه روز عمر کرد.

چارلی در نوامبر ۱۹۲۴ با هنرپیشهٔ نقش اول فیلم جویندگان طلا (به انگلیسی: Gold Rush) یعنی لیتا گری (به انگلیسی: Lita Grray) ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نام‌های سیدنی و چارلز بودند. اما تنها بعد از دو سال این ازدواج نیز به جدایی کشیده شد.

در سال ۱۹۳۶ چاپلین بار دیگر با یک بازیگر ازدواج کرد. پائولت گودارد (به انگلیسی: Paulette Goddard) بازیگر نقش دختر بی‌خانمان در فیلم عصر جدید (به انگلیسی: Modern Time) که با چارلی ازدواج کرد. این ازدواج نیز در سال ۱۹۴۲ به جدایی انجامید.

در سال ۱۹۴۲ او با دختر یک نمایش‌نامه‌نویس معروف آمریکایی به نام یوجین گِلَدِستون اونیل (به انگلیسی: Eugene Gladstone O'Neill) آشنا شد. نام آن دختر اونا اونیل (به انگلیسی: Oona O'neil) بود. با اینکه پدر دختر با این ازدواج مخالف بود اما این ازدواج صورت گرفت. چارلی پنجاه و چهار ساله با یک دختر هجده ساله ازدواج کرده بود. این ازدواج در ۱۶ ژوئن سال ۱۹۴۳ انجام گرفت. اولین حاصل این ازدواج دختری به نام جرالدین (به انگلیسی: Geraldine Chaplin) بود. با اینکه اختلاف سن چارلی و اونا سی و شش سال بود اما این ازدواج پر دوام‌ترین ازدواج چارلی بود و این دو تا پایان عمر کنار یکدیگر بودند.


زندگی هنرمند بزرگ دنیای سینما، چارلی چاپلین، که بی‌اغراق از مشهورترین هنرمندان این فن است پر از درد و رنج و فقری وصف ناشدنی است. اما کم‌تر کسی می‌داند که این هنرمند بزرگ برای «چاپلین» شدن از کجا آغاز کرده‌است. خوشبختانه خود او گوشه تاریک اوایل زندگی خویش را در کتابی تحت عنوان «داستان کودکی من» برای ما روشن کرده‌ است. این کتاب مربوط به دورانی است که هنوز کسی چارلی را نمی‌شناخت و نمی‌دانست روزی بزرگ‌ترین ستاره سینما خواهد شد.

جوایز

    * برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی ارجینال برای فیلم لایم لایت در سال ۱۹۷۳.

    * نامزد دریافت جایزه اسکار در رشته‌های بهترین فیلم، بهترین فیلم‌نامه ارجینال و بهترین بازیگر نقش اول برای فیلم دیکتاتور بزرگ در سال ۱۹۴۱.

    * نامزد دریافت جایزه اسکار در رشته بهترین فیلم‌نامه ارجینال برای فیلم موسیو وردو در سال ۱۹۴۸.

    * دریافت جایزه اسکار بهترین دستاورد هنری برای فیلم سیرک در سال ۱۹۲۹.

    * دریافت جایزه افتخاری یک عمر فعالیت هنری در سال ۱۹۷۲.

    * برنده جایزه افتخاری شیر طلایی از جشنواره ونیز در سال ۱۹۷۲.

آثار چاپلین

    * Charlot A Hotel (Berlin), ۱۹۱۴
    * Charlies Recreation, ۱۹۱۴
    * Charlotte Est Trop Galant, ۱۹۱۴
    * Making A Living, ۱۹۱۴
    * A Film Johnie, ۱۹۱۴
    * Between Showers, ۱۹۱۴
    * Cruel, Cruel Love, ۱۹۱۴
    * Twenty Minutes of Love, ۱۹۱۴
    * A Busy Day, ۱۹۱۴
    * The Fatal Mallet, ۱۹۱۴
    * The Good For Nothing, ۱۹۱۴
    * The Knockout, ۱۹۱۴
    * Mabel’s Married Life, ۱۹۱۴
    * Laffing Gas*Laughning Gas, ۱۹۱۴
    * Recreation, ۱۹۱۴
    * The Face on the Ballroom Floor, ۱۹۱۴
    * The Masquerader, ۱۹۱۴
    * His Prethistorical Past, ۱۹۱۴
    * Getting Aquainted, ۱۹۱۴
    * Tillie’s Punctured Romance, ۱۹۱۴
    * His Trysting Place, ۱۹۱۴
    * His Musical Career, ۱۹۱۴
    * Gentlemen of Nerve, ۱۹۱۴
    * Those Love Pangs, ۱۹۱۴
    * His New Profession, ۱۹۱۴
    * The Property Man, ۱۹۱۴
    * Mabel’s Busy Day, ۱۹۱۴
    * Caught in a Rain, ۱۹۱۴
    * Mabel at the Wheel, ۱۹۱۴
    * The Star Boarder, ۱۹۱۴
    * His Favorite Pastime, ۱۹۱۴
    * Tango Tangles, ۱۹۱۴
    * Mabel’s Strange Predicament, ۱۹۱۴
    * Kid Auto Races At Venice, ۱۹۱۴
    * The Rounders, ۱۹۱۴
    * Caught in a Cabaret, ۱۹۱۴
    * The Rival Masher, ۱۹۱۴
    * Musical Tramp, ۱۹۱۴
    * Dough and Dynamite, ۱۹۱۴
    * A Fair Exchange, ۱۹۱۴
    * The New Janitor, ۱۹۱۴
    * His New Job, ۱۹۱۵
    * A Night Out, ۱۹۱۵
    * The Champion, ۱۹۱۵
    * His Regeneration, ۱۹۱۵
    * A Jitney Elopenment, ۱۹۱۵
    * The Tramp, ۱۹۱۵
    * In The Park, ۱۹۱۵
    * By the Sea, ۱۹۱۵
    * Work, ۱۹۱۵
    * A Woman, ۱۹۱۵
    * The Bank, ۱۹۱۵
    * Shangaied, ۱۹۱۵
    * A Night In The Show, ۱۹۱۵
    * A Burlesque On Carmen, ۱۹۱۵
    * Behind the Screen, ۱۹۱۶
    * The Fireman, ۱۹۱۶
    * The Vagabond, ۱۹۱۶
    * One A.M. , ۱۹۱۶
    * The Count, ۱۹۱۶
    * The Pawnshop, ۱۹۱۶
    * The Floorwalker, ۱۹۱۶
    * The Police, ۱۹۱۶
    * The Rink, ۱۹۱۶
    * Easy Street, ۱۹۱۷
    * The Cure, ۱۹۱۷
    * The Immigrant, ۱۹۱۷
    * The Adventurer, ۱۹۱۷
    * Triple Trouble, ۱۹۱۸
    * Shoulder Arms, ۱۹۱۸
    * A Dog’s Life, ۱۹۱۸
    * The Bond, ۱۹۱۸
    * A Day’s Pleasure, ۱۹۱۹
    * The Professor, ۱۹۱۹
    * Sunnyside, ۱۹۱۹
    * The Iddle Class, ۱۹۲۱
    * The Kid, ۱۹۲۱
    * Pay Day, ۱۹۲۲
    * Nice and Friendly, ۱۹۲۲
    * Woman of Paris, ۱۹۲۳
    * The Pilgrim, ۱۹۲۳
    * The Gold Rush, ۱۹۲۵. /۱۹۴۲
    * Camille, ۱۹۲۶
    * The Circus, ۱۹۲۸
    * Modern Times, ۱۹۳۶
    * City Lights, ۱۹۳۶
    * The Great Dictator, ۱۹۴۰
    * Monsuier Verdoux, ۱۹۴۷.
    * Limelight, ۱۹۵۲
    * A King in New York, ۱۹۵۷
    * Countess from Hong Kong, ۱۹۶۷


پانویس

   1. ↑ پام براون. چارلی چاپلین. ۷۵.
   2. ↑ Lone Star
   3. ↑ Charlie Chaplin Studios
   4. ↑ Limelight
   5. ↑ پام براون. چارلی چاپلین. ۸۵ تا ۹۳.

پرونده:CharlieChaplinStudios-1922.jpg
کارگاه‌های فیلم سازی چاپلین (۱۹۲۲)


آنتونی کوئین

جمعه 4 آذر 1390

نوع مطلب :آمدگان (بازیگرانان خارجی)، 


آنتونی کوئین


Anthony Quinn 1988 2.jpg




آنتونی کوئین (Anthony Quinn) (زاده ۲۱ آوریل ۱۹۱۵ - درگذشته ۳ ژوئن ۲۰۰۱) بازیگر، نویسنده و نقاش مکزیکی و آمریکایی‌تبار بود. او یکی از بازیگران نامدار هالیوود بود.

وی با نام آنتونیو رودولفو اوکزاکا کوئین در در منطقه فقیرنشین چیاهوای مکزیک از پدری ایرلندی-مکزیکی و مادری مکزیکی-سرخ پوست به دنیا آمد. در یکی از مناطق نزدیک لوس آنجلس بزرگ شد و مدرسه را زودتر از وقت موعود ترک کرد. در ۱۰ سالگی پدرش را از دست داد. قبل از اینکه هنرپیشه شود، بوکسر و نقاش بود و به کارهای گوناگون از کارگری کشتارگاه پرداخت. علاقه اش به تحصیل، او را به رشته معماری کشاند. دلش می خواست بازیگر شود اما هیچ کس حاضر نبود به جوانی که هنوز انگلیسی را با لکنت حرف می زد، نقش بدهد. در ۱۹۳۶ به طور اتفاقی چند دقیقه نقش یک سرخ پوست را بازی کرد و چنان خوب که تحسین گری کوپر اسطوره سینمای وسترن را برانگیخت.

بعد از آن کارگردان ها به سراغ او آمدند اما فقط برای ایفای نقش سرخ پوست ها یا بزهکارها. تا این که در سال ۱۹۴۷ به همراه مارلون براندو «اتوبوسی به نام هوس»? را روی پرده برد و به شهرت رسید. پنج سال بعد (۱۹۵۲) به خاطر بازی در نقش برادر زاپاتا در فیلم زنده باد زاپاتا برنده اسکار شد. «جاده» و «گوژ پشت نتردام» بازی های درخشان بعدی او بودند. حالا همه می دانستند که کویین از پس هر نقشی برمی آید. آنتونی کویین اسکار دومش را در سال ۱۹۵۶ برای هشت دقیقه بازی در نقش پل گوگون در «شور زندگی» گرفت! دهه ۶۰ دهه کویین بود. «توپ های ناوارون»، «لورنس عربستان» و «زوربای یونانی» باعث شهرت او در سراسر جهان شد.
در سال ۱۹۷۵ زمانی که ۶۰ سال داشت نقش حمزه عموی پیامبر اسلام را در فیلم «پیام» (محمدرسول الله ) بازی کرد و سه سال بعد در نقش عمر مختار در «شیر صحرا» ظاهر شد. او با ۶۰ سال تجربه و بازی در ۳۱۲ فیلم، رکورد بازیگری را شکست. در جلد سرخ پوست ها، مکزیکی ها، اسکیموها، یونانی ها و حتی چینی ها رفت و نماینده جماعتی شد که در حاشیه اند و مورد تحقیر اما هرگز تسلیم نمی شوند. بسیاری از منتقدان، نقش او در فیلم زوربای یونانی (۱۹۶۴) را به یاد ماندنی ترین کار او می دانند. این نقش، نقش محبوب او نیز بود. آنتونی کویین ستاره نامدار هالیوود ۳ ژوئن ۲۰۰۱ از دنیا رفت.


فیلم‌شناسی

    * استاد مرده
    * انتقام
    * باراباس
    * توپ‌های سن سباستین
    * جاده
    * راه رفتن روی ابرها
    * عمر مختار
    * عیسی ناصری ۱
    * عیسی ناصری ۲
    * گوژپشت نتردام
    * لورنس عربستان
    * انتقام آنجلو
    * محمد رسول الله
    * کاروان ها
    * اسب کهر را بنگر
    * زوربای یونانی
    * قرارداد مارسی
    * آخرین قطار گان هیل
    * زنده باد زاپاتا

افتخارات و آثار هنری آنتونی‌ کویین:‌

    * برنده‌ اسکار برای‌ فیلم‌ زنده‌باد زاپاتا در سال‌ ۱۹۵۳
    * برنده‌ اسکار برای‌ فیلم‌ شور زندگی‌ در سال‌ ۱۹۵۶
    * نامزدی‌ گلدن‌ گلاب‌ برای‌ فیلم‌ شور زندگی‌ در سال‌ ۱۹۵۷
    * نامزدی‌ اسکار برای‌ فیلم‌ بادهای‌ وحشی‌ در سال‌ ۱۹۵۸
    * نامزدی‌ بافتا در سال‌ ۱۹۶۳ برای‌ فیلم‌ لورنس‌ عربستان‌
    * جایزه‌ بهترین‌ بازیگر برای‌ فیلم‌ زوربای‌ یونانی‌ در سال‌ ۱۹۶۴
    * نامزدی‌ گلدن‌ گلاب‌ برای‌ فیلم‌ زوربای‌ یونانی‌ در سال‌ ۱۹۶۵
    * نامزدی‌ بافتا برای‌ فیلم‌ زوربای‌ یونانی‌ در سال‌ ۱۹۶۶
    * نامزدی‌ گلدن‌ گلاب‌ برای‌ فیلم‌ راز سانتا ویتوریا در سال‌ ۱۹۷۰
    * برنده‌ جایزه‌ سیسیل‌ ب‌ دومیل‌ در سال‌ ۱۹۸۷
    * نامزدی‌ جایزه‌ امی‌ برای‌ حضور در مجموعه‌ تلویزیونی‌ اوناسیس‌، ثروتمندترین‌ مرد جهان‌ در سال‌ ۱۹۸۸
    * نامزدی‌ گلدن‌ گلاب‌ برای‌ فیلم‌ تلویزیونی‌ گوتی‌ در سال‌ ۱۹۹۷
    * جایزه‌ شهر هلوا در سال‌ ۲۰۰۱
    * جایزه‌ یک‌ عمر فعالیت‌ هنری‌ در سال‌ ۲۰۰۳


Anthony Quinn.jpg

علاقه به همسر

كویین‌ در رابطه‌ با مرگ‌ همسرش‌ می‌گوید: آه‌، سبك‌، سنگین‌ كردن‌ این‌ كه‌ كاترین‌ چه‌ بوده‌ و چقدر شده‌، چه‌ آزاردهنده‌ است‌. آخرین‌ بار كه‌دیدمش‌، در چشمانش‌ از زندگی‌ كه‌ با روزی‌ با هم‌داشتیم‌ نشانی‌ نبود.

آلزایمر بیماری‌ هولناكی‌ است‌ كه‌ آرام‌آرام‌همسر اولم‌ را می‌كشد، همچنان‌ كه‌ خانواده‌اش‌ راكشت‌. از آنچه‌ بر سر روحیه‌ و حافظه‌ كاترین‌آورده‌، قلبم‌ به‌ درد می‌آید، اما ذهنم‌ در عین‌حال‌ خالی‌ است‌. از برخی‌ لحاظ حالا او را بیش‌ از زمانی‌ كه‌ با هم‌ بودیم‌ دوست‌ دارم‌؛ از لحاظ دیگرمی‌كوشم‌ او را همان‌ آدم‌ سابق‌ بدانم‌. عشقم‌ به‌ او امروز واقعی‌ است‌. نه‌ عشق‌ هالیوودی‌ كه‌ چون‌مردی‌ جوان‌ سال ها پیش‌ از جا خوش‌كردن‌آلزایمر در جسم‌ او حس‌ می‌كردم‌. به‌ گذشته‌ كه‌برمی‌گردم‌، نمی‌دانم‌ آیا هرگز او را از جان‌ و دل‌در آغوش‌ كشیده‌ام‌ یا نه‌. به‌ هیچ‌ یك‌ از دو تن‌مان‌مجال‌ نداده‌ام‌. آنچه‌ بین‌ ما مانده‌ فرزندان‌ ماست‌و آن‌ بسته‌ زنج‌ آور كه‌ برای‌ محكوم‌ كردن‌ من‌فرستاده‌ است‌. امروز تنها نشان‌ از گذشته‌ نام‌اوست‌، اما زود فهمیدم‌ كه‌ (كاترین‌ دومیل‌) كمتراز آنچه‌ بود كه‌ می‌نمود. چهره‌ای‌ پنهانی‌ پشت‌ظاهرش‌ نهفته‌ بود: چهره‌ای‌ ترس‌ خورده‌، ناایمن‌و بزدل‌.

در سال‌ ۱۹۳۶ كه‌ از آمریكای‌ لاتین‌ برگشت‌، ازدواجش‌ سرنگرفته‌ بود. من‌ از این‌ فرصت‌استفاده‌ كردم‌ تا با او باشم‌، بی‌آنكه‌ به‌ بهایش‌ فكركنم‌. رفته‌ بود تا با یك‌ كلمبیایی‌ وصلت‌ كند، امارابطه‌ به‌ بن‌بست‌ رسیده‌ بود. هرگز از دلیلش‌سردرنیاوردم‌ و به‌ فكر پرسیدن‌ هم‌ نبودم‌. مگر من‌كی‌ بودم‌ كه‌ از رویای‌ كلمبیایی‌ كاترین‌ بپرسم‌؟

وقتی‌ بار دیگر كاترین‌ پیدایش‌ شد، سرنوشت‌مرا به‌ بازی‌ در یكی‌ دیگر از تولیدات‌ سیسیل‌ ب‌.دومیل‌ - حماسه‌ بی‌باكانه‌ (دزد دریایی‌) كشاند.مرا برای‌ بازی‌ در نقش‌ اصلی‌ فیلم‌، یعنی‌ (ژان‌لافیت‌) در نظر گرفته‌ بوند، اما دوستان‌ و خانواده‌می‌خواستند مرد بزرگ‌ را از به‌ كارگرفتن‌ من‌منصرف‌ كنند. دومیل‌ مثل‌ بیشتر تهیه‌كنندگانی‌ كه‌دیگر نمی‌توانند صاحب‌نظر باشند، همه‌ را به‌ اتاق‌برنامه‌ریزی‌ خصوصی‌ خود دعوت‌ می‌كرد تانمونه‌های‌ آزمایشی‌ بازیگران‌ را بررسی‌ كند.بعدها فهمیدم‌ كه‌ كاترین‌ یكی‌ از مخالفان‌ من‌ بود و(كلارك‌ گیبل‌) را برای‌ این‌ نقش‌ پیشنهاد كرد. به‌نظرش‌ من‌ برای‌ نقش‌ راهزنی‌ چنین‌ پرمایه‌ زیادی‌جوان‌ بودم‌ و شاید هم‌ حق‌ داشت‌.


منابع :
Anthony Quinn by Silvia Garcia Jerez and Miguel J. Payan, Dastin Export S.L. Press, 2004

Anthony Quinn's Eye: A Lifetime of Creating and Collecting Art by Donald Kuspit, Jay Parini, and Tom Roberts, W. W. Norton & Company Press, ۲۰۰۴



مارلون براندو

جمعه 15 مهر 1390

نوع مطلب :آمدگان (بازیگرانان خارجی)، 


مارلون براندو

زندگینامه: مارلون براندو (1924-2004)

مارلون براندو ۳ آوریل سال ۱۹۲۴در ایالت نبراسکا آمریکا به دنیا آمد

براندو مدتی به مدرسه نظامی رفت و بعد به کارهای مختلفی مشغول شد و نهایتا برای شرکت در کلاس‌های بازیگری راهی نیویورک شد و نزد استادش؛ استلا آدلر، متد استانیسلاوسکی را آموخت.

مدتی بعد براندو به مدرسه بازیگری اکتورز استودیو که الیا کازان آن را اداره می کرد، راه پیدا کرد و در آنجا زیر نظر لی استراسبرگ متد اکتینگ(روشی که بازیگر برای اجرای نقش باید مدتی آن نقش را زندگی کند) را تکمیل کرد.

نخستین حضور براندو بر پرده سینما بازی در فیلم مردان ساخته فرد زینه مان در سال 1985 بود. او برای آماده کردن نقشش در این فیلم بیش از یک ماه خود را در بیمارستان بستری کرد. کاری که از دید بسیاری از بازیگران مجرب آن دوران مانند لارنس الیویه یا کلارک گیبل حماقت محض محسوب می‌شد.

او یکی از تاثیرگذارترین بازیگران تاریچ سینما است. از فیلم‌های مشهوری که وی در آنها ایفای نقش کرده‌است می‌توان به اتوبوسی به نام هوس در نقش استنلی کووالسکی، در بارانداز در نقش تری مالوی هر دو به کارگردانی الیا کازان و پدرخوانده در نقش دون ویتو کورلئونه اشاره کرد. بسیاری بهترین نقش او را پدر خوانده [بهترین فیلم تاریخ سینما معرفی شد] می‌دانند.

این بازیگر آمریکایی در بین بسیاری از علاقمندان به سینما و منتقدان به عنوان بهترین بازیگر تاریخ سینما شناخته می‌شود.

وی در نقش‌های متفاوتی بازی کرده است؛ از شکسپیر تا موزیکال، از درام تا کمدی. در  مردها و عروسک‌ها در نقش اسکای مسترسون همه را مجذوب کرد. در شورش در کشتی بونتی نقش فلچرکریسچن ضعیف النفس را داشت.

ساخت  بونتی  مصادف بود با قطع پیوند براندو با صاحبان هالیوود. در سال 1960  سربازهای یک چشم را کارگردانی کرد و در  تعقیب و  انعکاس در چشمان طلایی بازی کرد  و سپس در سال 1972 در نقش دون کورلئونه در  پدرخوانده ظاهر شد.

هنگامی که آکادمی اسکار او را به عنوان برنده برگزید، وی زن سرخپوستی را برای گرفتن جایزه، از جانب خود مامور کرد تا به این وسیله توجه عموم را به وضع رقت‌بار سرخپوستان آمریکا جلب کند. وی روز به روز بیشتر معطوف مسائل و مشکلات بشری شد و فیلم‌های آخر او نشانگر این گونه تمایلات سیاسی و اجتماعی اوست.

براندو پیشکسوت سبکی معروف به نام متدی بود که بلافاصله پس از او بازیگرانی مانند جیمز دین و مونتگومری کلیفت و سال‌ها بعد پل نیومن، داستین هافمن و رابرت دنیرو با درخشش خود این سبک را در سینمای آمریکا تثبیت کردند.

چاقی مفرط در سال‌های پایانی برای براندو بسیار دردسر آفرین بود. فرانسیس فورد کاپولا کارگردان پدرخوانده برای متقاعد کردن تهیه‌کنندگان فیلم برای انتخاب براندو تلاش زیادی کرد. چرا که عقیده داشتند زمان این بازیگر دیگر گذشته است.

پس از پدرخوانده دوباره نام براندو در جهان سینما مطرح شد. پس از این بود که براندو در فیلم‌های مطرحی مانند آخرین تانگو در پاریس، اینک آخر الزمان و آبگیرهای میسوری بازی کرد. نقش کوتاه او در انتهای فیلم اینک آخرالزمان نیز از به یاد ماندنی‌ترین نقش‌های تاریخ سینماست.

مارلون براندو ستاره افسانه‌ای سینما روز جمعه 2 ژوئیه سال 2004 در سن 80 سالگی پس از مدت‌ها بیماری در بیمارستانی در لس آنجلس درگذشت.

افتخارات و آثار هنری مارلون براندو:

  • نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1951 به خاطر  اتوبوسی به نام هوس
  • نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1952 به خاطر زنده باد زاپاتا
  •  نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1953 به خاطر جولیوس سزار
  • برنده اسکار بهترین بازیگر مرد در سال 1954 به خاطر   One The Waterfront
  • نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1957 به خاطر سایونارا
  • برنده اسکار بهترین بازیگر مرد در سال 1972 به خاطرThe Godfather
  • نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1973 به خاطر آخرین تانگو در پاریس
  • نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1989 به خاطر A Dry White Season
  • مردان، 1950
  • اتوبوسی به نام هوس، 1951  
  • زنده باد زاپاتا، 1952
  • جولیوس سزار، 1953
  • دزیره، 1954
  • وحشی، 1954
  • در بارانداز، 1954
  • مردها و عروسک‌ها، 1955
  • چایخانه ماه اوت، 1956
  • سایونارا، 1957
  • شیرهای جوان، 1958
  • فراری، 1959
  • سربازهای یک چشم، 1961
  • شورش در کشتی بونتی، 1962
  • آمریکایی پلید، 1963
  • داستان تختخواب، 1964
  • نام رمز مریتوری، 1965
  • آپالوزا، 1966
  • تعقیب، 1966
  • دیدار مارلون براندو، 1966
  • کنتسی از هنگ کنگ، 1967
  • انعکاس در چشم طلایی، 1967
  • کندی، 1968
  • بسوزان، 1969
  • شب روز بعد، 1969
  • پدرخوانده، 1972
  • ولگرد نیمه شب، 1972
  • آخرین تانگو در پاریس، 1973
  • آبخیزهای میسوری، 1976
  • سوپرمن، 1978
  • اینک آخرالزمان، 1979
  • نبرد برای آمازون، 1979
  • فورمول، 1980
  • فصل سپید و خشک، 1989
  • فرش من، 1990
  • کریستوفر کلمب، 1992
  • جیمی هالیوود، 1994
  • دون ژوان دو مارکو، 1995
  • جزیره دکتر مورو، ۱۹۹۶
  • شجاع، ۱۹۹۷
  • پول مفت، ۱۹۹۸
  • امتیاز، ۲۰01


آلپاچینو

جمعه 15 مهر 1390

نوع مطلب :آمدگان (بازیگرانان خارجی)، 


آلپاچینو

Al Pacino Picture

آلفردو جیمز پاچینو ۲۵ آوریل ۱۹۴۰ در نیویورک دیده به جهان گشود و پدرش «سالواتور پاچینو» کارمند شرکت بیمه و مادرش«رز پاچینو» خانه دار بود. وی در دوران جوانی و در حالی که بیش از ۲۲ سال از بهار زندگی اش نمی‌گذشت مادرش را از دست داد. پاچینو پیش از مرگ مادرش،زندگی چندان لذت بخشی را پشت سر نگذاشته بود و چون والدینش خیلی زود از هم جدا شده بودند،او مجبور شد به همراه مادرش به خانه پدربزرگش نقل مکان کرده و در آنجا اقامت کند.(نکته‌ای که قابل توجه است این است که اصلیت پاچینو سیسیلی می‌باشد و این امر در فیلم پدر خوانده به کارش آمده).ورود او به عرصه بازیگری را باید سال ۱۹۶۹ دانست. پاچینو در این سال در فیلم«ناتالی و من» بازی کرد و دو سال پس از آن نیز ایفای نقشی در «وحشت در نیلی پارک» را پذیرفت.

اما بازی در این دو فیلم هرگز او را راضی نکرد تا اینکه فرانسیس فورد کاپولا تصمیم به ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینما یعنی فیلم «پدرخوانده» گرفت،نقش «مایکل کورلئونه» به او واگذار شد.«رابرت ردفورد و جک نیکلسون» و ... جمعی دیگر از بازیگران معروف سینما مورد آزمایش قرار گرفتند اما کاپولا فقط یک نفر را می‌خواست و آن شخص کسی نبود جز پاچینوی کبیر. بازی بی عیب و نقص او در پدر خوانده همگان را مات و مهبوت ساخت و آغاز خوبی برای وی بود.پاچینو برای این فیلم نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد که البته هرگز به آن نرسید.

در سال ۱۹۷۳ او در فیلم های «مترسک» و «سرپیکو» بازی کرد.در مترسک نقش آدمی سرگشته را داشت که در پی هویت خویش است و در سرپیکو نیز یک پاچینوی تمام عیار بود.وی در این فیلم نقش «فرانک سرپیکو» افسر پلیسی را بازی کرد که فساد افسران مافوق خود را افشا می‌کند.پاچینو در همان سال بار دیگر نامزد دریافت اسکار شد اما باز هم این جایزه نصیبش نشد.اما منتقدان،جایزه «گلدن گلاب» را به سبب بازی در « سرپیکو » به وی اهدا کردند. از دیگر بازی های چشمگیر پاچینو می‌توان به حضورش در فیلم های « پدرخوانده ۲ (۱۹۷۴)،بعد از ظهر سگی(۱۹۷۵) و عدالت برای همه(۱۹۷۹) » اشاره کرد.


پاچینو برای بازی در همه این فیلم ها نامزد اسکار شد ولی مورد بی مهری اعضای اسکار قرار گرفت.او می‌گوید:«من برای اسکار بازی نمی‌کنم،چون بازیگری عشق من است،عشقی که هرگز نمی‌توانم رهایش کنم».او برای بازی در فیلم هایی چون « کرایمر علیه کرایمر(۱۹۷۹)، اینک آخرالزمان، متولد چهارم جولای(۱۹۸۹) » برای بازی دعوت شد ولی او قبول نکرد.هنگامی که کاپولا برای فیلم« اینک آخرالزمان»او را دعوت کرد،پاچینو در یک جمله پاسخ منفی به او داد:«من با تو به جنگ نخواهم آمد».

دهه ۹۰ را برای باید دهه نوینی برای پاچینو دانست،زیرا او که پس از بازی در فیلم « انقلاب(۱۹۸۵) » مبتلا به ذات الریه شده و مدت چهار سال نیز از عالم سینما دور مانده بود در فیلم « دریای عشق(۱۹۸۹) »بار دیگر خوش درخشید.از فیلم های معروف او در این دهه می‌توان به « دیک تریسی،پدرخوانده ۳(۱۹۹۰)،فرانکی و جانی(۱۹۹۱)،گلن گری گلنراس(۱۹۹۲)،راه کارلیتو(۱۹۹۳)،التهاب(۱۹۹۵)،تالار شهر(۱۹۹۶)،وکیل مدافع شیطان،دنی براسکو(۱۹۹۷) و خودی (۱۹۹۸)  اشاره کرد.اما برترین فیلم او در این دهه،«بوی خوش زن» در سال ۱۹۹۲ می‌باشد که جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد.او در این فیلم ایفاگر نقش مرد نابینایی بود که عشق به همنوع را به بهترین شکل ممکن بیان می‌کند.علاوه بر جایزه اسکار، جایزه گلدن گلاب نیز برای این فیلم از سوی منتقدان، به او اعطا شد.زمانی که نقش شیطان در فیلم « وکیل مدافع شیطان (۱۹۹۷) » را ایفا کرد،همه بزرگان ،نامداران،تماشاگران سینما و مردم عادی او را نابغه خواندند.

در سال ۱۹۹۶ از سوی انجمن «گوتام» جایزه ویژه یک عمر فعالیت هنری نصیبش شد و پش از آن نیز از سوی فستیوال بین المللی فیلم سن سباستین اسپانیا،جایزه مشابهی به او اهدا شد.او در سال۲۰۰۲ در فیلم « بی خوابی » نقش یک کاراگاه را بازی کرد که در تعقیب یک قاتل حرفه‌ای است. « تاجر ونیزی (۲۰۰۴)» را باید بهترین فیلم او از سال ۲۰۰۰ به بعد دانست.پاچینو آنقدر استادانه در این فیلم بازی کرد که اگر خود « ویلیام شکسپیر» زنده بود انگشت به دهان می‌ماند.

کمتر بازیگری در سینمای جهان می‌توان سراغ گرفت که نظیر پاچینو قدرت بازی با چشم را داشته باشد.چشمان پاچینو قدرت صحبت کردن با مخاطب را دارد و می‌توان برق خاصی را در دیدگان وی احساس کرد.این یکی از امتیازات منحصر به فرد او است و فیلم پدرخوانده ۲ اوج بازی وی با چشمهایش به شمار می‌رود. پاچینو در بازیگری دارای سبک ویژه‌ای است و به واقع سرشار از استعداد است و به خوبی می‌تواند ایفاگر هر نقشی باشد. نکته برجسته در بیشتر بازی های او این است که مخاطب را با خود همراه می‌سازد.فرانسیس فورد کاپولا درباره او می‌گوید:«اگر کارگردان نمی‌شدم دوست داشتم یک پاچینو بودم».صدای گرم و دلنشین او در بازی به پاچینو کمک فراوانی می‌کند .گویی اعضای بدنش همه هنگام بازی واقعا بازیگر هستند.


http://fusedfilm.com/wp-content/uploads/2009/05/al-pacino-home-2.jpg

در میان ستاره‌های هالیوود،بازیگران انگشت شماری چون مارلون براندو و.... می‌توان یافت که صدایی مانند او داشته باشند.پاچینو تاکنون ازدواج نکرده است اما دخترخوانده‌ای به نام جولی دارد و این دو(سینما و جولی) دو عشق آلفردو هستند. آل پاچینو در زندگی شخصی خود چیزی برای مخفی کردن ندارد و شاید به همین دلیل نزد مطبوعات و روزنامه نگاران از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است.او انسانی وارسته و درستکار است که همواره تلاش دارد به همنوعان خود،آن هم به هر شکل ممکن کمک نماید و همین موضوع سبب شده تا وی دوست داشتنی باشد

فیلمشناخت:

ناتلالی و من 1969
وحشت در نیدل پارك 1971
پدرخوانده 1972
مترسك 1973
سرپیكو 1973
پدرخوانده 2 1974
بعد از ظهر سگی 1975
بابی دیرفیلد 1977
عدالت برای همه 1977
دریانوردی 1980
نویسنده , نویسنده 1980
صورت زخمی 1983
انقلاب 1985
بازجویی 1986
دریای عشق 1988
دیك تریسی 1989
فرانكی و جانی 1990
پدرخوانده 3 1990
گلن گری گلا راس 1992
بوی خوش زن 1992
راه كارلیتو 1993
مخمصه 1995
تالار شهر 1996 
درجستجوی ریچارد 1996
دنی براسكو 19997
وكیل مدافع شیطان 1997
خودی / نفوذی 1998
هریكشنبه موعود 1999
کافه چینی 2000
بی خوابی 2002
اسلم وان 2002
مردمی كه می شناختم 2002
تازه كار 2003
گیگلی 2003
فرشتگان در آمریکا 2003
تاجر ونیزی 2004
دو نفر برای پول 2005
88دقیقه 2005
مشعل 2006



کیت وینسلت

پنجشنبه 14 مهر 1390

نوع مطلب :آمدگان (بازیگرانان خارجی)، 


کیت الیزابت وینسلت


کیت الیزابت وینسلت متولد 5 اکتبر 1975 در ریه نیگ برکشایر انگلستان ، پدرش راجر و مادرش سالی بریج هر دو از بازیگران تئاتر بودند . کیت دو خواهر به نامهای آنا و بت و برادری به نام جاس دارد ، که آنها نیز در حرفه بازیگری مشغول به کار هستند .

وینسلت مشهور به رز انگلیسی با 168 سانتی متر قد یکی از بازیگران معروف هالیوود است.از کیت می پرسم که کدام یک از شخصیتهایی که تاکنون در نقش آنها بازی کرده است بیشتر علاقه دارد. او جواب می دهد بالسی.

او ترجیح می دهد چکمه بپوشد تا کفش معمولی چون احساس می کند پاهایش بر روی زمین استوارتر است.   

خانه اصلی کیت در انگلیس است البته او هم در انگلستان (لندن) و هم در آمریکا (نیویورک) خانه دارد و می توان گفت مقیم هر دو کشور است به خاطر تعصبی که به ملیت و خانواده خود دارد خانه اصلی خود را لندن می داند.

کیت الیزابت وینسلت متولد 5 اکتبر 1975 در ریه نیگ برکشایر انگلستان ، پدرش راجر و مادرش سالی بریج هر دو از بازیگران تئاتر بودند . کیت دو خواهر به نامهای آنا و بت و برادری به نام جاس دارد ، که آنها نیز در حرفه بازیگری مشغول به کار هستند .

وینسلت مشهور به رز انگلیسی با 168 سانتی متر قد یکی از بازیگران معروف هالیوود است.از کیت می پرسم که کدام یک از شخصیتهایی که تاکنون در نقش آنها بازی کرده است بیشتر علاقه دارد. او جواب می دهد بالسی.

او ترجیح می دهد چکمه بپوشد تا کفش معمولی چون احساس می کند پاهایش بر روی زمین استوارتر است.   

خانه اصلی کیت در انگلیس است البته او هم در انگلستان (لندن) و هم در آمریکا (نیویورک) خانه دارد و می توان گفت مقیم هر دو کشور است به خاطر تعصبی که به ملیت و خانواده خود دارد خانه اصلی خود را لندن می داند.



تعداد کل صفحات: (2) 1   2   

فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
رتبه پیج رنک سایت یا وبلاگ شما در گوگل کلیک کنید