تبلیغات
Ahmadak - مطالب مهر 1390
Ahmadak

بازیگر درتئاتر به واژگان متن، شیئیت می بخشد. و این از هر كاری دراین جهان پیچیده تر و شورانگیزتر است

تئاتر امروز ایران متعلق به جوانان است

شنبه 30 مهر 1390

نوع مطلب :خبر (تئاتر)، 

تئاتر امروز ایران متعلق به جوانان است



اجرای دوشنبه شب ( 25 مهر) نمایش «خاموشی دریا» در حالی به بهزاد فراهانی تقدیم شد که این بازیگر تئاتر اجرای این اثر نمایشی را اثری قابل توجه در عرصه تئاتر مقاومت قلمداد کرد.
به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر ، بهزاد فراهانی بعد از پایان اجرای نمایشی ضمن تقدیر از گروه اجرای این نمایش گفت : در آن زمان که در دانشگاه بودیم نیما دهقان از جمله شاگردانی بود که در کلاس های درس به پرحرفی ها ما زیاد گوش می داد و اکنون خوشحالم که این جوان هنرمند تئاتری به همراه عوامل اجرایی نمایش تحسین برانگیزی به تماشاگران ارائه کرده است .
وی ادامه داد : من در سالهای دوردر فرانسه تحصیل و در کشور آلمان زندگی کردم و کاملا با نوع بازی بازیگران هر دو کشور آشنا هستم به همین خاطر امروز اجرای این نمایش توسط بازیگران به گونه ای جذاب و تاثیر گذار بود که تاکنون کمتر در بازی بازیگران ایرانی شاهد بوده ام چرا که بازی نمایشنامه هایی که به نوعی مرتبط با کشورهای فرانسه و آلمان هستند فعالیت دشواری است .
این بازیگر پیشکسوت تئاتر در بخش دیگری از صحبتهای خود خاطر نشان کرد : امروز که به تالار سایه برای دیدن نمایش آمدم مشاهده کردم که تماشاگران هم سن و سال من حضور کمرنگی در تالار حضور داشتند اما از سوی دیگر شاهد حضور جوانانی بودم که مشتاقانه برای دیدن این نمایش به تئاتر شهر مراجعه کرده اند.
فراهانی گفت :تئاتر امروز به تدریج در حال پوست انداختن است و این جوانان هستند که به تئاتر امروز ایران وارد شده و جای افراد مسن را این عرصه گرفته اند و این موضوعی است که باید از انجام آن خوشحال بود .


نشست خبری نمایش " تراس " برگزار می شود

شنبه 30 مهر 1390

نوع مطلب :خبر (تئاتر)، 


نشست خبری نمایش " تراس " برگزار می شود



نشست خبری نمایش " تراس " به کارگردانی محمد رضا خاکی سه شنبه سوم آبان با حضور کارگردان و بازیگران این نمایش در سالن کنفرانس مجموعه تئاتر شهر برگزار می شود .
به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، این اثر نمایشی که از هشتم آبان به کارگردانی محمدرضا خاکی اجرای خود را در تالار اصلی آغاز خواهد کرد ، سه شنبه سوم آبان ساعت 11 در یک نشست خبری میزبان خبرنگاران و اصحاب رسانه خواهد بود .
گفتنی است بازیگران این نمایش به ترتیب حروف الفبا الهام پاوه نژاد ، مسعود دلخواه ، مهران رنجبر ، بهاره رهنما ، مریم سعادت ، فریدون محرابی وامیر رضا وزیری هستند .


فضای میکرو تئاتر نزدیک به فضای مدرنیته است

شنبه 30 مهر 1390

نوع مطلب :خبر (تئاتر)، گزارش (تئاتر)، 



مدیر داخلی گروه ”لیو” پس از اجرای میکرو تئاتر ”حشره”:


فضای میکرو تئاتر نزدیک به فضای مدرنیته است
 

میکرو تئاتر "حشره" در نخستین نشست باشگاه تئاتر تهران  با اجرای گروه لیو در  فرهنگسرای ارسباران به صحنه رفت.

گروه تئاتر "لیو" که در طول سال‌های پس از تاسیس خود فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی بسیاری را در تئاتر کشور دنبال کرده در نخستین نشست باشگاه تئاتر این فرهنگسرا  طرحی با عنوان "میکرو تئاتر" را به صحنه برد.
اولین میکروتئاتر به اجرای نمایشنامه "حشره" اثر اقتباسی "مهدی کوشکی" از داستانی با همین نام، نوشته "امیر احمدی آریان"، اختصاص داشت.
در این طرح جدید که ابداع گروه تئاتر "لیو" است، ماکتی کوچک از یک سالن تئاتر در اندازه یک جعبه کوچک عروسک‌گردانی ساخته شده و طراحی صحنه در داخل آن به نمایش گذاشته می‌شود.
این دکور کوچک توسط یک دوربین، فیلمبرداری شده و در ابعاد بزرگ بر روی صفحه پروژکشن به تماشاچیان ارایه می‌شود.
بدین ترتیب تماشاگر، ضمن تماشای جعبه کوچک دکور و بازیگرانی که در پشت آن به نمایشنامه‌خوانی و حرکت دادن دکور در گوشه‌ای از صحنه نمایش، می‌پردازند به تصاویر پروژکشن نیز که بر پرده سینما‌گونه تالار نقش بسته است، می‌نگرند.
"ساسان پیروز" مدیر داخلی گروه "لیو" پس از پایان اولین اجرای میکروتئاتر به مخاطبان گفت: «این نوع از تئاتر در واقع آزاد گذاشتن تخیل است برای اجرای هر "اگری" که در ذهن کارگردان، نمایشنامه‌نویس، طراح دکور و... است.»
وی افزود: «تمام اجزا میکروتئاتر مستقل عمل می‌کنند، در این اجرا ما از منطقی که در نمایش عروسکی هست، استفاده کردیم اما ممکن است در کار دیگری از همین طرح، اصلا عروسک نداشته باشیم.»
"مهدی کوشکی" به عنوان نمایشنامه‌نویس اثر نیز در این نشست، تاکید کرد: «فضای میکروتئاتر نزدیک به فضای مدرنیته است، به این معنی که داستان، نمایشنامه، دکور، موسیقی و ... هر یک هویتی مستقل دارند و همه چیز در پازل‌های کوچک شده تعریف شده است.»
کوشکی با اشاره به این‌که در اقتباس خود از داستان "حشره" از فضای داستان فاصله گرفته و به زوایای دراماتیک اثر توجه کرده است، گفت: «ادبیات داستانی ما خیلی از ادبیات نمایشی ما قوی‌تر است و این نوع از تئاتر کمک می‌کند تا ما نمایشنامه‌ نویس‌ها از این ادبیات غنی بهره بگیریم.»
"امیر احمدی آریان" نیز که به عنوان نویسنده داستان "حشره" در این اجرا حضور داشت، عنوان کرد: «کاری که امروز ارایه شد با فضای داستان من فاصله زیادی داشت و به همین دلیل نیز آن را پسندیدم، هر چه اقتباس از یک اثر داستانی چه در سینما و چه در تئاتر از فضای اصلی داستان دورتر باشد، اثر موفق‌تری ارایه خواهد شد.»
آریان گفت: «ارتباط میان حوزه‌های مختلف به تقویت هر یک از آن‌ها کمک می‌کند، چرا که این حوزه‌ها تاثیر خود را بر بخش دیگر می‌بینند و فضایی زنده و تاثیرگذار ایجاد می‌شود.»
میکرو تئاتر حشره شامگاه سه شنبه 26 مهر ساعت 18 در فرهنگسرای ارسباران به صحنه رفت.



هیأت انتخاب متون جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر معرفی شدند

شنبه 30 مهر 1390

نوع مطلب :خبر (تئاتر)، 




هیأت انتخاب متون جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر معرفی شدند

هیأت انتخاب متون بخش تولید متن و نمایشنامه‌خوانی سی‌امین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر از سوی دبیر جشنواره معرفی شدند.

به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی و بنا به اعلام رحمت امینی (دبیر جشنواره)، هیأت انتخاب متن متشکل از مهرداد رایانی‌مخصوص، حسین پاکدل و محمدامیر یاراحمدی از بین 160  اثر رسیده، آثار برگزیده را انتخاب و معرفی خواهند کرد.
رحمت امینی اظهار امیدواری کرد به زودی و تا پایان مهرماه بتواند نتیجه گزینش آثار ارایه شده در بخش تجربه‌های نو را اعلام کند.
 یادآوری می‌شود سی‌امین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر از تاریخ 5 تا 22 بهمن سال جاری با دبیری رحمت امینی در تهران برگزار می‌شود.
برای دریافت اطلاعات بیشتر به سایت جشنواره تئاتر فجر به نشانی www.fitf.ir مراجعه کنید.


هراس شیرین تئاتر(گفت‌وگو با ”کیومرث پوراحمد” کارگردان نمایش ”خرده خانوم” )

شنبه 30 مهر 1390

نوع مطلب :گفت و گو (تئاتر)، 


هراس شیرین تئاتر
گفت‌وگو با ”کیومرث پوراحمد” کارگردان نمایش ”خرده خانوم”

علیرضا نراقی:
کیومرث پوراحمد پس از 30 سال کارگردانی در سینما به تئاتر آمده و اینک چند روزی است که از اجرای نمایش "خرده خانوم" به کارگردانی او در ایرانشهر می‌گذرد. نمایشی در فضای دوران قاجار با متنی از اصغر عبدللهی که گویا چندان هم دراماتیک نیست و به قول پواحمد دلی است!

کارگردان خرده خانوم با کمترین اصراری بر روی تحلیل‌های کلان و حتی تحلیل‌های فرمیک و بدون بررسی دلایلش از آمدنش به تئاتر تنها به ابراز علاقه خود برای تجربه تئاتر اکتفا می‌کند و در گفت‌وگویی که در ادامه خواهد آمد آشکار است که کمتر بر تفاوت‌های سینما و تئاتر و زوایای مختلف آن دقیق شده است. به نظر می رسد نفس تجربه کردن و اجرای هیجان انگیز یک تئاتر برای پوراحمد کافی بوده و او در پی هیچ چیز دیگری جز اجرای یک تئاتر نبوده است. او تنها در میان سال‌ها کار سینمایی و کارنامه‌ای نسبتاً موفق در آن به دنبال تجربه تئاتر بوده که چندان هم ساده و راحت برایش نگذشته است.  
***
رجوع به تاریخ در فراز و فرودهای مختلف اجتماعی یکی از واکنش‌های مرسوم جامعه و خصوصاً نخبگان آن است. آیا انتخاب چنین متنی در فضای گذشته به عنوان اولین کار تئاتری ناشی از چنین تحلیلی در شما نبوده است؟
اصلاً چنین چیزی نبوده، فقط سال‌ها بود که دوست داشتم تئاتر کار کنم اما موقعیت آن پیش نیامده بود، تا اینکه متن خرده خانوم را که اصغر عبداللهی برای دلش نوشته بود را خواندم و احساس کردم که این متنی است که باید کار کنم. به هر حال در این متن تاریخ هست و تاریخ هم تکرارهایی دارد.
تفاوت رویارویی کارگردان با متن در سینما و تئاتر به چه صورت است؟ یعنی تحلیل و شکافتن یک فیلمنامه در سینما چه تفاوت‌هایی با تحلیل و شکافتن نمایشنامه برای اجرای صحنه‌ای دارد؟
در سینما تقریبا همیشه فیلمنامه‌های خودم را کار کرده‌ام. ممکن است اقتباس بوده باشد ولی به هر حال آن‌ها را با سلیقه و ذهنیت خودم نوشته‌ا‌م. این اولین بار است که تئاتر کار می‌کنم و یک متن از شخص دیگری را اجرا می‌کنم. اما کارهایی که روی متن انجام دادم، تقریباً همان کارهایی بود که در سینما انجام دادم. حتی با فیلمنامه‌هایی که خودم نوشتم، در اجرا خود به خود تغییراتی ایجاد می‌شود، در فیلم‌هایم هم همین‌طور است. تغییرات خیلی صورت می‌گیرد و هیچ وقت اتفاق نیفتاده که فیلمنامه همانطور که بوده جلوی دوربین برود. معمولا تغییرات زیادی در چیزی که نوشته شده، هنگام اجرا و در صحنه اتفاق می‌افتد.
در حفظ ریتم چطور، شما در سینما میز مونتاژ دارید و ریتم اثر را به همان چیزی تبدیل می‌کنید که می‌خواهید، اما در تئاتر به دلیل اینکه اثر هر شب پیوسته و زنده اجرا می‌شود چه چالش‌هایی با ریتم داشتید؟
من سعی کردم مثل سینما برخورد کنم، اندازه را رعایت کنم ولی در اجرا دیگر خیلی نمی‌توانم دخیل باشم، موقع اجرا من هم مجبورم مثل یک تماشاگر بنشینم و تماشا کنم. هر چند بعد از هر اجرا نکاتی که به نظرم می‌رسد به بازیگرها می‌گویم ولی خیلی معلوم نیست فردا شب دقیقا چه چیزی پیش می‌آید و این خاصیت تئاتر است.
با نمایش‌های ایرانی تا چه اندازه آشنا بودید، حالا مشخصاً نمایش‌های شادی‌آور ایرانی که در این متن از آنها استفاده شده است؟
خیلی کم، در جوانی بیشتر می‌خواندم اما بعد دیگر خیلی علاقه نداشتم و به جز آثار بهرام بیضایی به دلیل زبان فاخر و ساختار ویژه آثارش، خیلی نمایشنامه نخوانده‌ام.
بیشتر سراغ ادبیات داستانی می‌رفتید؟
بله
الآن بعد از این تجربه فکر می‌کنید نمایشنامه به سینما نزدیک‌تر است یا رمان و ادبیات داستانی؟
رمان می‌تواند نزدیک‌تر باشد. طبیعتاً در نمایشنامه محدودیت‌های صحنه در نظر گرفته شده است اما در رمان نه، رمان آزادتر است و تصاویر بیشتری ایجاد می‌کند.
تا اینجا که تمرینات را پشت سر گذاشتید و حدود یک هفته از اجرایتان می‌گذرد، فکر می‌کنید چه نکته بارزی را تئاتر به عنوان یک تجربه متفاوت که تا به حال نداشتید به تجربیات شما اضافه کرده است؟
تا اینجا فقط می‌توانم بگویم این هیجانی که در تئاتر هست در سینما تجربه نکرده بودم. در سینما همه چیز در اختیار کارگردان است، از صحنه و دوربین و طراحی‌ها و بازی‌ها و مونتاژ گرفته تا حتی فونت اسامی در تیتراژ تحت کنترل است، ولی اینجا نه، در تئاتر کنترل تا پایان تمرین‌ها در اختیار کارگردان است و بعد دیگر همه چیز دست بازیگران است و شما به عنوان کارگردان فقط یک تماشاگر هستید، همین.
خوب شما که عادت داشتید جزئیات را کنترل کنید، این عدم اختیار خوش آیندتان است یا باعث هراس شما می‌شود؟
 هراس شیرینی دارد، چرا که هر شب با چیزی تازه در اجرا روبرو می‌شوی.
نمایشنامه به نظر می‌رسد که بسیار ساده است یعنی داستان ساده‌ای دارد و آنچنان پیچش‌های دراماتیک در آن نیست. نترسیدید از انتخاب نمایشنامه‌ای به عنوان کار اول که اینقدر ساده است و از پیچش‌های دراماتیک تهی است؟
اولین بار که نمایشنامه را خواندم آنقدر جذاب و دلنشین بود که تردید نکردم همان متن مورد علاقه‌ام است و تصمیم گرفتم آن را کار کنم. به خصوص اینکه نمایشنامه در دوره قاجار بود و ما به واسطه علی حاتمی و کارهایش شیفته آن دوران بودیم. دیالوگ‌های اصغر عبداللهی هم که به نظرم خیلی قجری است و زیبا و در جاذبه کار خیلی  مؤثر است. البته تغییراتی هم در متن داده شده  مثل گسترش نقش مطرب‌ها و بعضی تغییرات دیگر که خود به خود در اجرا و با حضور بازیگران اتفاق می‌افتد و گمان نمی‌کنم متنی عیناً و مو به مو اجرا شود.
این تغییرات ناشی از الزامات اجرایی بوده یا ...
هم الزامات اجرایی بوده، هم چیزهایی بوده که به نظر رسیده به کار کمک کرده و جذابیت‌های نمایش را بیشتر می‌کند. بعضی تغییرات هم چیزهایی بوده که دوست داشتم حتماً گفته شوند. مثل واژه "قبله عالم" که نشان دهنده مجیزگویی بیش از حد درباریها بوده است و این همیشه اذیتم می‌کرد که بادمجان دور قاب چین‌ها در تملق تا کجا پیش می‌رفتند و یک پادشاهی را که اقتدار و توانایی‌اش در حد دربار و اندرونی‌اش بوده و با مردم هم به زور سرنیزه حرف می‌زده با تملق قبله عالم و چیزهایی از این دست خطاب می‌کردند. این از چیزهایی بود که خودم تأکید داشتم و در کار برجسته کردم.
دکور شاید می‌شد خیلی مفصل‌تر از این باشد اما به نظر می‌رسد شما تنها به المان‌ها و نشانه‌ای از هر چیز در دکور و صحنه‌‌پردازی اکتفا کردید، چرا از ایجاد دکور واقعی و حتی مجلل که کار هم کشش آن را داشت اجتناب کردید؟
این ایده اصلی‌ام در صحنه‌پردازی بود. می‌خواستم با حداقل‌ها و به مینیمالیستی‌ترین شکل، کار اجرا شود. حتی مختصرتر از این. می‌‌خواستم از هر مکان فقط یک عکس روی پرده باشد اما دیدیم وقتی نورها روشن می‌شود. دیگر عکس روی پرده وضوح ندارد و خوب نمی‌شود.
عکس از یک مکان بود؟
بله عکس‌هایی مختلف از مکان‌هایی که نمایش در آنها اتفاق می‌افتاد. اما بعد از آن رسیدیم به دکور و از آقای یاری خواستم دکور را با حداقل ابزار و وسایل بسازد.
شما همیشه در کارهای خود از موسیقی و خاصه ترانه استفاده زیادی می‌کنید. اما دلیل استفاده از ترانه در این کار چه بود و این تأکید بر ترانه میهنی آخر به چه دلیل بود؟
من ترانه دوست دارم. حتی  در فیلم جنگی "اتوبوس شب" دو ترانه از پخش صوت اتوبوس می‌‌شنوید و دو ترانه هم زنده خوانده می‌شود. حالا اینجا که تئاتر است و مطرب هم در نمایش وجود دارد. دیدم چقدر خوب است که هر پرده با یک ترانه بسته شود.
این ترانه‌ها در متن بوده؟
نه
شعرهایش را خودتان سرودید؟
اینها بیشتر با ایده‌های بچه‌ها ساخته شد و شکل گرفت. مثلاً دومین ترانه‌ای که خوانده می‌شود همان شعر "دست منه بر دهنم" را خوب یادم هست که فریدون محرابی در تمرین‌ها خواند و یاسر بیات ملودی آن را ساخت و اجرا شد. درباره ترانه پایانی هم می‌خواستم کار را با یک ترانه میهنی تمام کنم مثل ای ایران. اما دیدیم‌ ای ایران خیلی زیاد استفاده شده. باز  یاسر بیات این ترانه را که الآن می‌شنوید پیشنهاد کرد و همان اجرا شد.
در مجموع به نظر می‌رسد برای شما تئاتر تجربه‌ای جمعی‌تری بوده است نسبت به سینما.
قطعاً، من در سینما هم البته همینطور هستم. سر صحنه همه می‌توانند نظرشان را بگویند، اما این مشارکت جمعی در تولید کار، در طبیعت تئاتر خیلی بیشتر وجود دارد.   
 ساز و کارهای اقتصادی خاصی در ایرانشهر وجود دارد که نزدیک به تئاتر خصوصی است. شما به عنوان کسی که پیش از این تئاتر کار نکردید و پیش فرضی از تئاتر دولتی ندارید این ساز و کارهای اقتصادی را چطور می‌بینید؟

من که خیلی آشنا نبودم  و تفاوت‌ها را نمی‌توانم متوجه شوم. اما الآن به این شکل بوده که من مقداری خرج کرده‌ام، اغلب عوامل هم درصدی هستند. بعد از محاسباتی که با دوستان آشنا به تئاتر انجام دادیم، دیدم باید دندانش را بکشم که از این راه پولی گیرم بیاید. خودم فکر کردم که قرار نیست از راه تئاتر چیزی گیرم بیاید. به هر حال من از اسفندماه پارسال در گیر این کار بودم و گروه هم از اول اردیبهشت که تمرین‌ها را شروع کردیم. به شخصه خیلی به این مسئله فکر نکردم و منتظرم  ببینم چه پیش خواهد آمد.




فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
رتبه پیج رنک سایت یا وبلاگ شما در گوگل کلیک کنید