Ahmadak

بازیگر درتئاتر به واژگان متن، شیئیت می بخشد. و این از هر كاری دراین جهان پیچیده تر و شورانگیزتر است

شکسپیر بر پرده نقره ای، تراژدی قدرت در کوریولانوس (3)

جمعه 12 اسفند 1390

نوع مطلب :نقد(سینما)، 

شکسپیر بر پرده نقره ای، تراژدی قدرت در کوریولانوس (3)

اقتباس مدرن ریف فاینز

"بین هاملت کوزینتسوف و هاملت لارنس الیویه و بین مکبث پولانسکی و مکبث اورسون ولز یا سریر خون کوروساوا، نه تنها شباهت چندانی نیست بلکه تفاوت ها بسیارند"

اما اقتباس رایف فاینز از "کوریولانوس"، نخستین اقتباس از این تراژدی بزرگ در فضایی معاصر با پس زمینه بحران های سیاسی و اجتماعی زمان ما مثل بحران اقتصادی، شورش های خیابانی و جنگ است.

ریف فاینز، چند سال قبل، پیش از ساختن فیلم "کوریولانوس"، این نمایشنامه را با همین حال و هوا در لندن روی صحنه آورده بود و خود هم در آن، در نقش کوریولانوس بازی کرده بود. بی گمان این تجربه تئاتری، کمک موثری برای تبدیل نمایشنامه به فیلم بود.

فاینز در همان راهی قدم گذاشته است که پیش از او بازیگران و کارگردان های شکسپیرین مثل لارنس الیویه و کنت برانا پا گذاشته بودند یعنی از بازیگری و کارگردانی در تئاتر به بازیگری و کارگردانی در سینما رسیدن، آن هم از طریق اجراهای شکسپیری.

کنت برانا و لارنس الیویه، هر دو با بازیگری و کارگردانی "هانری پنجم" در تئاتر شروع کرده و بعد به سینما رسیدند.

شاید بازی روی صحنه تئاتر، به این افراد اعتماد به نفسی می دهد که بتوانند همزمان در پشت دوربین و جلوی آن نیز با قدرت ظاهر شوند. اتفاقی که در مورد ریف فاینز در کوریولانوس افتاده است.

اقتباس ریف فاینز از "کوریولانوس" از چند جهت قابل توجه است. نخست اینکه فاینز، "کوریولانوس" را در صربستان فیلمبرداری کرده و بلگراد، پایتخت صربستان را جایگزین روم باستان کرده است. او با این کار در واقع، غیرمستقیم به جنگ های خونین معاصر اروپا به ویژه جنگ بالکان ارجاع داده و می گوید که نباید جنگ های ویرانگر معاصر جهان را فراموش کرد، هرچند فاینز در کنفرانس مطبوعاتی فیلم، هرگونه ارتباط آن با جنگ بالکان و درگیری های نژادی در این منطقه را انکار کرد.

ایان مک‌کلن، بازیگر برجسته تئاتر و سینمای بریتانیا نیز قبلا همین کار را در اقتباس خود از "ریچارد سوم" شکسپیر کرده بود. او نیز مکان نمایش را شهری خیالی در بریتانیای دهه سی قرار داد که تحت تسلط فاشیسم بود.

با این که فاینز، فیلم را در فضای معاصر ساخته اما "کوریولانوس" او در واقع اقتباسی نسبتا وفادارانه به متن شکسپیر است. او هوشمندانه دیالوگ ها را عینا حفظ کرده است . سرداران رومی کلام شکسپیر را راحت بر زبان می رانند و جدال لفظی کوریولانوس با مخالفان خود و با مادر و همسرش، نه تنها با زبان شکسپیری آزاردهنده نیست بلکه بسیار جذاب از کار درآمده است.

استفاده از رسانه های مدرن مثل تلویزیون و تصاویر خبری تلویزیونی در صحنه های مختلف به ویژه حضور چهره مشهور رسانه ای بریتانیا یعنی جان اسنو (گوینده شبکه چهار)، شاید پیش پا افتاده ترین تمهیدی بود که ریف فاینس و سناریست او یعنی جان لوگان می توانستند برای مدرنیزه کردن نمایش شکسپیر از آن استفاده کنند، اگرچه سکانس افتتاحیه فیلم که کوریولانوس را در برابر تلویزیون نشان می دهد که سرگرم تیز کردن چاقوی خود و در اندیشه انتقام از مردمی است که در خیابان و در برابر دوربین های تلویزیونی علیه او فریاد می کشند، به تنهایی، ایده سینمایی درخشانی است.

بدون شک همکاری بری اکروید، فیلمبردار زبردست "صندوق جراحت" که تجربه عظیمی در فیلمبرداری صحنه های جنگی دارد، با ریف فاینز در این فیلم، از امتیازهای این فیلم بوده است. اکروید، استاد استفاده از دوربین روی دست در صحنه های نبرد و موقعیت های جنگی است.

"کوریولانوس، نمونه همه سردارانی است که در جنگ می توانند قهرمان باشد اما در عرصه سیاست و اجتماع موجوداتی ذلیل اند است. او نه تنها نمی تواند دل مردم را به دست آورد بلکه در برابر مادر و همسر و فرزندش نیز بی رحم است و سنگدلی نشان می دهد"

صحنه های حمله نیروهای کوریولانوس به آنتیوم و جنگ خانه به خانه، یادآور تصاویر مستند جنگ خانه به خانه ارتش بریتانیا برای فتح بصره است و کاملا معلوم است که فاینز از آنها الهام گرفته است.

اگر کسی نمایشنامه شکسپیر را نخوانده باشد، محال است بتواند فرجام سکانس رودرویی کوریولانوس با مادر و همسر و فرزندش بعد از حمله او به روم، را پیش بینی کند. او روی صندلی در فضایی گروتسک که شبیه یک گاراژ بزرگ است، نشسته و در کمال خونسردی و سنگدلی محض، به التماس های مادر و همسرش گوش می دهد.

ونسا ردگریو نیز در نقش وولومنیا مادر کوریولانوس، مثل همیشه باشکوه و باوقار است و انگار شکسپیر این نقش را برای او نوشته است. قدرت او در بیان دیالوگ های شکسپیری حیرت انگیز است. او همان قدر راحت می تواند نقش یک زن روشنفکر مبارز در فیلم "جولیا" را بازی کند که نقش خانم دالووی را در داستان پیچیده و سیال ذهن ویرجینیا وولف.

کوریولانوس، نمونه همه سردارانی است که در جنگ می توانند قهرمان باشد اما در عرصه سیاست و اجتماع موجوداتی ذلیل اند است. او نه تنها نمی تواند دل مردم را به دست آورد بلکه در برابر مادر و همسر و فرزندش نیز بی رحم است و سنگدلی نشان می دهد. او را می توان تحسین کرد اما نمی توان دوست داشت و ریف فاینز با قدرت، این عشق و نفرت همزمان به این شخصیت را در ما ایجاد می کند. او با کله تراشیده و لباس پلنگی کوماندویی و چشم های دریده، هیبت ترسناکی در این فیلم پیدا کرده است.

بازی در نقش سنگین و دشوار کوریولانوس، قطعا انرژی زیادی از ریف فاینز گرفته است اما باعث نشده که کارگردانی او به ویژه در هدایت صحنه های جنگ و رودرویی کوریولانوس با اوفیدیوس، تحت الشعاع قرار بگیرد.






فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
رتبه پیج رنک سایت یا وبلاگ شما در گوگل کلیک کنید




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic