Ahmadak

بازیگر درتئاتر به واژگان متن، شیئیت می بخشد. و این از هر كاری دراین جهان پیچیده تر و شورانگیزتر است

نوشته انتقادی به ادعاهای جمال شورجه درباره جشنواره فیلم فجر

یکشنبه 7 اسفند 1390

نوع مطلب :نقد(سینما)، 



 انتقادی به ادعاهای جمال شورجه درباره جشنواره فیلم فجر




«دستهای پشت پرده» از ادبیات لمپنیسم فوتبال تا تشکیلات هیات داوران هم نفوذ کرده است!


عدم توجه هیات داوران جشنواره فیلم فجر به اولین ساخته سینمایی پیمان معادی با عنوان «برف روی کاجها» از یک سو و اعلام نام این فیلم به عنوان اثر محبوب مخاطبان از سوی دیگر باعث شده که منتقدانی با دیدگاههای گوناگون درباره تناقض آرای مردم و داوران اظهارنظر کنند. مهدی کشاورز یادداشت نویس و روزنامه نگار جوان سینمای ایران هم با دیدی طنزآلود به این مساله پرداخته است. متن کامل یادداشت کشاورز را به نقل از هفته نامه «جهان سینما» می خوانید:

تفاوت شورجه و ده نمکی
بعضی وقتها خودت حواست نیست که داری به کسی یا گروهی خدمت می کنی که آرزوی زمین خوردنشان را داشتی و هرگز نمی دانی که برخی از ادعاها و حرفهایت (فقط برخی از این حرفها) چقدر میتواند تاثیر گذار باشد! به طور حتم فیلم سینمایی «برف روی کاجها» که در آرای مردمی در صدر قرار گرفت و خلاف ادعای یکی از داوران یکسو نگر جشنواره با دستهای پشت پرده در صدر آرای مردمی قرار نگرفته و بنا بر چند عامل موفقیت این فیلم کاملا قابل باور است یکی از شانس های اکران سال آینده است.

همین که یک نگاه دولتی به طور کامل ارزشهای این فیلم را زیر سوال می برد جنبه کاملا تبلیغی برای این فیلم دارد. به هر حال تعداد تماشاگران آثار سینمایی جمال شورجه ثابت کرده که مخاطب هرگز با آثار او نمی تواند ارتباط برقرار کند و معمولا از صرف بیت المال برای ساخت فیلمهایی که او قرار است بسازد دلخور و شاکی است. حساب او با مسعود ده نمکی کاملا فرق می کند که ده نمکی لا اقل توانست با همه رانت هایی که داشت گیشه ها را تکان دهد و یکی از پر فروش‌ترین آثار تاریخ سینمای ایران را به اخراجی هایش اختصاص دهد. ده نمکی با هر روش و تمهیدی توانست سرمایه هنگفت آثارش را برگرداند و حتی پولی هم به جیب بزند. فیلم او سرفصل جدیدی را در سینمای ایران گشود که هرکس تعریف خود را از آن دارد. پس وقتی جمال شورجه که سینمایش در اکران عمومی هرگز خریدار ندارد از فیلمی اینچنین بد بگوید حتما این فیلم گروه وسیعی از مخاطبان را به سمت خود جلب می کند. (دقیقا مثل اتفاقاتی که برای دو فیلم جدایی نادر از سیمین و اینجا بدون من در گیشه افتاد.)

برای دیدن این زیبایی ها باید قدت بلند باشد و دلت صاف صاف!
چطور می شود که یک داور که مهمترین خصلتش باید بی طرفی باشد اینچنین از دستهای پشت پرده حرف می زند؟ مگر قبل از جشنواره به گواه بسیاری از منتقدان فیلم «برف روی کاجها» به عنوان یکی از فیلمهای مهم جشنواره سی ام معرفی نشد؟ مگر اسم پیمان معادی به عنوان رفیق گرمابه و گلستان این روزهای اصغر فرهادی تحت تاثیر همان سینما نمی تواند نظر گروه زیادی از مخاطبان عام و خاص را جلب کند؟ مگر خاطره ژست افتخار آمیز معادی در مراسم گلدن گلوب نمی تواند تبلیغی بسیار مهم برای فیلم او باشد؟ مگر پیمان معادی ره صد ساله را در یک شب رفته؟ مگر فیلمنامه های او از سالها پیش مورد استفاده فیلمسازان سینمای ایران قرار نگرفته؟ مگر بازی درخشان و خاطره انگیز او در فیلم بزرگ و جهانی «جدایی نادر از سیمین» نمی تواند خیلی ها را در انتظار اولین اثر سینمایی معادی نگه دارد؟ مگر مخاطبان جشنواره فیلم فجر در سالهای گذشته در انتخاب های خود انگشت روی آثاری نگذاشتند که اصلا با سلیقه هیات داوران جور در نیامده بود؟ از «مارمولک» مهمتر؟ مگر حضور یک مهناز افشار متحول شده نمی تواند دلیلی برای جلب نظر مخاطب باشد؟ مگر صحنه های درخشان بازی صابر ابر ، ویشکا آسایش و حتی زانیار خسروی از سوی بسیاری از منتقدان تحسین نشده است؟ مگر قاب بندی های هنرمندانه محمود کلاری و زخمه دلنشین کارن همایون فر بر مفاهیم و مضمون پردرد و غیر قابل کتمان برخاسته از جامعه امروز و بهره مندی از عناصر حرفه ای و کاربلد سینمای ایران برای تولید یک اثر استاندارد و خوش استیل کافی نیست؟ مگر فیلمنامه ظریف و شوکهای به جا و پایان کاملا فکر شده و حساب شده قصه و تعلیقات به جایی که در فیلمنامه وجود داشت و به کارگیری دیالوگهای هدفمند نمی تواند فیلمی را از آب و گل در بیاورد که هیچ کس به خود اجازه ندهد تهمت‌هایی ناروایی را برآن وارد کند؟

... اما ظاهرا به راحتی به خود اجازه می دهند و اینکه میزان رای ملت است را به بوته فراموشی می سپارند. اما اکران عمومی فیلم حال هر داور دور از عدلی را بد خواهد کرد . لابد خواهند گفت دست‌هایی در کار بود که این فیلم با استقبال مردم روبرو شود. ظاهرا این «دستهای پشت پرده» از ادبیات لمپنیسم فوتبال حتی تا تشکیلات هیات داوران هم نفوذ کرده است! درست است دستهایی در کار است اما این دست همان دست همه هنرمندان و کاربلدانی است که دست یکدیگر را گرفتند و حاصلش شد «برف روی کاجها» که هم باید سردی برفش را دید و هم ارتفاع کاجش را . البته برای دیدن این زیبایی‌ها باید قدت بلند باشد و دلت صاف صاف.


منبع : شبكه ایران










فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
رتبه پیج رنک سایت یا وبلاگ شما در گوگل کلیک کنید




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic