تبلیغات
Ahmadak - یك تئاتری تمام عیار
Ahmadak

بازیگر درتئاتر به واژگان متن، شیئیت می بخشد. و این از هر كاری دراین جهان پیچیده تر و شورانگیزتر است

یك تئاتری تمام عیار

دوشنبه 5 دی 1390

نوع مطلب :نقد(تئاتر)، مقاله (تئاتر)، 


یك تئاتری تمام عیار

مایكل بلینگتون
ترجمه:مژگان غفاری شیروان

«هارولد پینتر» نمایشنامه‌نویس و شاعر انگلیسی برنده نوبل ادبیات در حالی پنج‌شنبه صبح در 78 سالگی به علت ابتلا به سرطان، دنیای ادبیات و نمایش را ترک کرد که میلیون‌ها نفر از شیفتگانش در سراسر جهان مشغول برپایی جشن‌های کریسمس بودند. همسر پینتر با اعلام این خبر به روزنامه‌ انگلیسی «گاردین»، همسرش را «مردی بزرگ» توصیف کرد و گفت : «سعادت داشتم که سی و سه سال با او زندگی کنم و هیچگاه فراموشش نخواهم کرد». «هارولد پینتر» هر چند به جز نمایشنامه‌نویسی در حوزه‌های دیگر هنری از جمله شاعری، فیلمنامه‌نویسی، بازیگری و کارگردانی و حتی سیاست شهرت داشت اما بیشتر از هر چیزی از تاثیرگذارترین چهره‌های تئاتر امروز دنیا به حساب می‌آمد. «پینتر» ۱۰ اکتبر سال ۱۹۳۰ در خانواده‌ای یهودی در شهر لندن به‌دنیا آمد. از جوانی به بازیگری علاقه نشان داد و در سال ۱۹۵۱ بود که نخستین نمایشش را به نام «اتاق» منتشر کرد. «هارولد پینتر» از همان جوانی کتابخوانی حرفه‌ای بود و تمامی آثار «داستایوفسکی»، «جرج الیوت»، «ویرجینیا وولف» و «ارنست همینگوی» را مطالعه کرد. وی سپس به عضویت حلقه‌ دوستان تاثیرگذار و بانفوذی درآمد که بعدها در شکل‌گیری جریانات ادبی و هنری انگلستان نقش بسزایی ایفا کردند. هر چند منتقدان نمایش و ادبیات جهان «هارولد پینتر» را یکی از نویسندگان ثابت‌قدم «ابزوردیسم» می‌دانند اما وی به واقع بیشتر نویسنده‌ای سیاسی بود. «پینتر» پس از دریافت نوبل ادبیات سال ۲۰۰۵، شهرت بیشتری یافت و از هیچ فرصتی برای انتقاد از «تونی بلر» نخست وزیر سابق انگلیس و همچنین «جرج بوش» دریغ نکرد. وی از معترضان جدی حمله‌ به عراق بود و در سخنرانی مراسم دریافت جایزه نوبل خود نیز آشکارا از آن سخن گفت. وی در اظهاراتش گفت: «چقدر آدم باید بکشید تا قاتل بالفطره و جنایتکار جنگی لقب بگیرید؟ صد هزار آدم؟». وی همچنین بارها خود را به خاطر رای دادن به «مارگارت تاچر» در سال ۱۹۷۹ و «تونی بلر» در سال ۱۹۹۷ سرزنش کرده است. «پینتر» در طول زندگی خود ۳۲ نمایشنامه نوشت. از میان نمایشنامه‌هایش «سرایدار» چاپ سال ۱۹۶۰ و «جشن تولد» بیشتر از بقیه مورد توجه منتقدان و علاقه‌مندان دنیای نمایش قرار گرفته‌اند. وی همچنین ۲۲ فیلمنامه نوشت. «هارولد پینتر» در سال ۲۰۰۵ رسما از نمایشنامه‌نویسی کناره گرفت و بر روی سیاست تمرکز کرد و برنامه رادیویی «اصوات» را به‌مناسبت هفتاد و پنج سالگی خود در رادیو «بی‌بی‌سی» راه‌اندازی کرد. وی در همین باره گفت: «به اندازه کافی نمایشنامه نوشته‌ام و به اندازه کافی نمایشنامه‌های من به خورد دنیا رفته». درگذشت «هارولد پینتر» نمایشنامه‌نویس بزرگ انگلیسی در روز کریسمس خبرهای مهم دیگر این کشور از جمله سخنرانی ملکه «الیزابت دوم» و همچنین پیام امروز «محمود احمدی‌نژاد» به مناسبت کریسمس در شبکه‌ چهارم «بی‌بی‌سی» را تحت شعاع خود قرار داده است.

یك تئاتری تمام عیار

هارولد پینتر(1930-2008) كه در سن 78 سالگی درگذشت، اثرگذارترین، برانگیزنده‌ترین نمایشنامه‌نویس نسل خود بود كه شاعرانه‌ترین نمایشنامه‌های این دوران را نوشت. وی همزمان به‌عنوان بازیگر، نویسنده نمایشنامه‌‌های رادیویی و تلویزیونی و كارگردان نیز فعالیت می‌كرد و در ضمن، خصوصاً در سال‌های اخیر، از فعالان قدرتمند سیاسی در زمینه مبارزه با نقض حقوق بشر نیز به‌شمار می‌آمد. اما او را بیشتر با نمایشنامه‌هایش و به‌واسطه توانایی فوق‌العاده‌اش در خلق ادبیات دراماتیك از سخنان روزمره و معمولی می‌شناسیم. از میان نمایشنامه‌نویسان قرن گذشته، بكت تنها رقیب جدی او از لحاظ تأثیرگذاری تئاتری بود. میزان تأثیرگذاری پینتر در جهان نمایشنامه‌نویسی به‌اندازه‌ای بود كه در همان سال‌های اولیه فعالیت حرفه‌ای‌اش، صفت «پینتری»(Pinteresque) به‌وجود آمد. این اصطلاح به یك موقعیت مرموز و پنهانی اشاره می‌كند كه نوعی خطر و تهدید پنهانی را در خود مستتر دارد. پینتر در یك خانواده یهودی در منطقه هاكنی لندن به‌دنیا آمد. پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های او، هر چهار نفر یهودیانی بودند كه در لهستان و اُدسا از تعقیب و شكنجه جان به‌در برده بودند. پدرش جك، خیاط سختكوشی بود كه در خانواده‌ای با تمایلات هنرمندانه بزرگ شده بود. خانواده مادرش، فرانسیس نیز خوشگذران، برون‌گرا و باطناً شكاك بودند. ردیابی اجزایی كه از هر دو سوی خانواده،‌ به شخصیت پیچیده پینتر راه یافته بود، كار چندان مشكلی نیست. در او، طبیعتِ تااندازه‌ای قدرت‌طلبِ پدرش، با بخشندگی فطری مادر در كنار هم به تعادل رسیده بود.پینتر، تك‌فرزندی بود كه در حیاط خلوت خانه با دوستان خیالی خود گفت‌وگو می‌كرد. نكته منفی این وضعیت این بود كه در او حسی از تنهایی، جدایی از دیگران و گمگشتگی ایجاد می‌كرد؛ بستر پرورشی كاملاً مناسب برای یك نمایشنامه‌نویس. وی در سن 9 سالگی به كورنوال فرستاده شد و در آنجا بود كه از بیرحمی و وحشی‌گری پسربچه‌ها در حین انزوا و دوری از خانواده آگاه شد. در طول بمباران‌های جنگ، به لندن بازگشت و به این ترتیب، طبیعت دراماتیك زندگی دوران جنگ را نیز در خود جذب كرد؛ ترس دائمی و قابل لمس، سرخوردگی جنسی و این حس همیشگی كه ممكن است همین فردا همه چیز تمام شود. آثار او در مقام یك نویسنده، از این تجربه‌ها تغذیه كرده‌اند؛ به‌عنوان مثال، خاطرات وی از لندن دوران جنگ، در سال 1989 منجربه یك اقتباس تلویزیونی بسیار زنده و واقعی از رمان الیزابت بوئن با عنوان «گرمای روز»، توسط وی گردید.

 از سوی دیگر، نویسنده‌ای بود كه برای خود اشعار، طرح‌های ساده و یك رمان خودزندگی‌نامه‌ درباره دوران زندگی در هاكنی می‌نوشت؛ رمانی كه نهایتاً در سال 1990 با عنوان «كوتوله‌ها» (The Dwarfs) منتشر شد. او همواره از لحاظ مالی در مضیقه بود و تنها تسلی او این بود كه از 1956 به‌بعد، همسر اولش ویویان مرچنت در تحمل مشكلات، در كنارش بود. مرچنت دختر بسیار دلربایی از طبقه متوسط منچستر بود كه ستاره جریان رپرتوار تئاتری آنها شده بود. سال 1957 نقطه عطفی در زندگی پینتر بود. در آن زمان، هنری وولف، یكی از دوستان قدیمی او در هاكنی، از او خواست كه برای گروه تازه تأسیس نمایش دانشگاه بریستول نمایشنامه‌ای بنویسد. نتیجه، نمایشنامه «اتاق» بود؛ نمایشنامه‌ای كه از همان آغاز آشكار می‌كرد پینتر به كاوش در قلمرو خاص خود می‌پردازد. نمایشنامه فرد منزوی و مضطربی را به تصویر می‌كشید كه در برابر فشار موذیانه جهان مقاومت می‌كرد. پینتر در این نمایشنامه، ماهرانه یك وضعیت مخاطره‌آمیز را با كمدی تركیب می‌كند.شروع مطمئن و تكان‌دهنده‌ای بود كه توجه تهیه‌كننده‌ای جوان به نام مایكل گوردون را به خود جلب كرد و او را مصمم ساخت كه نمایشنامه بعدی او یعنی «جشن تولد» را در 1958 در لندن ورودی صحنه ببرد. نتیجه، یكی از بلند آوازه‌ترین فجایع تئاتر پس از جنگ انگلستان بود. نمایش به‌شدت توسط منتقدین روزنامه‌ها مورد حمله قرار گرفت و در پایان هفته از صحنه پایین كشیده شد. تنها مایه تسلی پینتر ، هارولد هابسون بود كه در ساندی تایمز به‌شدت از او ستایش كرده بود و مدعی شده بود كه پینتر دارای «بدیع‌ترین، بی‌قرار‌ترین و جالب‌ترین استعداد در جامعه تئاتری لندن است».پینتر از فاجعه «جشن تولد» جان به‌در برد و نشان داد كه به‌سرعت صدای خود را به‌عنوان یك نمایشنامه‌نویس یافته است. او در این نمایش، با استفاده از بسیاری ابزارهای نمایش‌های دلهره‌آور، اثری را ارائه كرده بود كه هم خنده‌آور بود و هم به فكر فرو برنده و هم به‌طرز غریبی مبهم و ناگشوده و در ضمن، عمیقاً سیاسی، از نظر ادعایی كه در مورد مقاومت در برابر همرنگی و هم شكلی اجتماعی و عقاید موروثی داشت. این نمایشنامه، علی‌رغم شكست ابتدایی، در پی، مجموعه‌ای متنوع از قراردادهای جدید برای او به ارمغان آورد؛ طرح‌هایی برای جُنگ‌های نمایشی در وِست‌اِند، «یك درد خفیف» و «شبی بیرون از خانه» برای رادیو بی‌بی‌سی و «بالابر» را به‌عنوان ضمیمه نمایشنامه «اتاق» نوشت.پینتر هرچند اغلب با آبزورد نویسانی همچون بكت و یونسكو در یك دسته طبقه‌بندی می‌شود، اما او یك نویسنده ذاتاً سیاسی است. شاهد این مدعا نیز نمایشنامه‌ای است كه در سال 1958 نوشت اما در عمل تا سال 1980 به اجرا درنیامد: «گرمخانه»، یك فارس وحشیانه است كه در یك آسایشگاه دولتی می‌گذرد؛ جایی كه با هدف تبدیل ساكنین ناخشنودش به شهروندان نمونه، تأسیس شده است.

 نمایشنامه‌ای كه در نهایت به تثبیت شهرت وی انجامید، «سرایدار» بود. این نمایشنامه، نخستین بار در سال 1960 در «تئاتر هنر» به‌اجرا درآمد و بعد به وست‌اند منتقل شد. همان منتقدانی كه «جشن تولد» را به بهانه نامفهومی كوبیده بودند، حال مهارت تكنیكی استادانه و جذابیتی فوق‌العاده در «سرایدار» یافته بودند. گفت وگوهای نمایشنامه او به‌گونه‌ای بود كه انگار با ضبط صوت از زندگی روزمره ضبط شده باشد؛ اما ستایش‌های فراوانی كه از آن نوع دیالوگ‌نویسی می‌شد، توانایی پینتر برای یافتن شعر پنهان در گفت‌وگوهای روزمره را تحت‌الشعاع قرار می‌داد. نكته‌ای كه می‌توان ثابت كرد، بزرگ‌ترین سهم انفرادی وی در خلق نمایش مدرن، همین بوده است. در این نمایشنامه، در تمام بازی‌های نشانه‌گیری، افراد هدف آشكارتری را نیز دنبال می‌كنند. این نمایشنامه، یك بازی عمیق انسانی درباره نیاز همگانی به دنیای تخیلات و نیز نوعی بررسی عالم صغیر از لحاظ قدرتی است كه قهرمان خانه به دوش، دیویس، از طریق آن به هم‌پیمانی‌های گاه‌به‌گاه با افراد مختلف، به‌عنوان جزئی از استراتژی خود برای بقا شكل می‌دهد.«سرایدار» از هرجهت، نقطه عطفی برای پینتر به‌حساب می‌آمد. اعتبار و شهرت و همه‌گونه قراردادهای جذاب برای او به ارمغان آورد؛ اما همزمان، منجر به از هم گسیختگی زندگی زناشویی وی نیز گشت. محرك نگارش این نمایشنامه نیز همچون بسیاری از دیگر نمایشنامه‌های پینتر، یك تجربه شخصی بود. در این مورد، تجربه زندگی در خانه‌ای متعلق به یك مالك غایب كه یك‌روز ‌برادرش، ولگردی را با خود به خانه می‌آورد كه در نهایت هم بیرونش می‌كنند. ویویان مرچنت از این نمایشنامه متنفر بود؛ زیرا به‌گمانش این نمایشنامه افشای سِر برادری بود كه به پینترهای در حال تقلا برای زندگی، لطف فوق‌العاده‌ای كرده بود. او همچنین معتقد بود كه موفقیت این نمایشنامه به‌‌معنای جابه‌جایی قطعی در تعادل قدرت زن و شوهری است. با این وجود، در اوایل دهه شصت، ویویان تجسم نوع خاصی از زنان پینتر شد: زنانی با جوراب‌های مشكی و كفش‌های پاشنه‌دار كه تركیبی از نجابت بیرونی و اشتیاق شدید درونی بودند؛ شخصیتی كه به شكل‌های متفاوت در «مدرسه شبانه»، «كلكسیون»، «فاسق» و «مهمانی چای» به چشم می‌خورد و در 1965 در شخصیت روت نمایشنامه «بازگشت به خانه» به كمال رسید. رویكرد پینتر نسبت‌به زنان، همواره موضوعی مناقشه‌برانگیز بوده است. بعضی از منتقدان در آثار او نوعی استفاده فِتیش از جنسیت زنانه تشخیص می‌دهند؛ اما بعضی دیگر، او را به چشم یك فمینیست پنهان نگاه می‌كنند كه قدرت و سخت‌جانی زنان را مورد تجلیل قرار می‌دهد. هر دو دیدگاه می‌توانند درست باشند. او مسلماً به زنان عشق می‌ورزید و پس از تباهی ازدواجش با ویویان، درگیر چندین ماجرای عاشقانه شد. اما علاوه ‌براین، نمایشنامه‌های پینتر به واكاوی دائم ضعف و ناامنی جنس مذكر در برابر قدرت و توانایی بقای زنانه می‌پردازد. تابه‌حال كسی نتوانسته است تفسیری قطعی از نمایشنامه «بازگشت به خانه» به دست دهد. اما روشن است كه شخصیت روت در آن نمایشنامه، در ترك همسرش با هدف زندگی با فامیل‌های سببی و ظاهراً كار كردن به‌عنوان یك فاحشه كلاس بالا، انتخاب شخصی خود را انجام می‌دهد و فی‌النفسه بیشتر احساس قدرت می‌كند تا بردگی.قدرت و سكس همواره دو موضوع سنتی نمایشنامه‌های پینتر هستند.این شروعی بود برای دوران دوم نمایشنامه‌نویسی پینتر كه در آن نه‌تنها صحنه‌ها خشن‌تز و لحن سردتر شده بود، موضوع خاطره نیز ذهن او را بیشتر به خود مشغول كرده بود. شیوه استفاده ما از یك گذشته خیالی و ایده‌آل به‌عنوان تسلایی برای حال حاضری كه در آن احساس شوربختی می‌كنیم همواره برای پینتر جذاب بوده است. اما در «قدیمی‌ها» (1971) خاطره به سلاحی تبدیل می‌شود كه توسط دو شخصیت رقیب برای تسلط روانی بر شخصیت سوم به‌كار می‌رود. وقتی پینتر تصمیم به اقتباس سینمایی از رمان «در جستجوی زمان از دست‌رفته» اثر پروست گرفت نیز خود را با بزرگ‌ترین اثر قرن بیستمی كه به خاطره می‌پرداخت، درگیر كرد. نتیجه این تلاش، فیلمنامه‌ای با عنوان «پروست» بود كه گرچه هرگز به فیلم درنیامد، اما بعدتر بر روی صحنه اجرا شد. در «سرزمین بی‌صاحب» كه در سال 1975 توسط رالف ریچاردسون و جان گیلگاد در تئاتر ملی بر صحنه رفت، پینتر برخوردی میان دو مرد مأیوس را دراماتیزه می‌كند. یكی تسخیر شده و گرفتار مصیبت خاطرات گذشته و دیگری در طلب خلق دوباره خود در لحظه. در همان سال، زندگی شخصی پینتر دستخوش تحولی شد كه تأثیری عمیق بر كار وی نهاد. او در پی یك جاروجنجال تبلیغاتی از همسر نخستش جدا شد و زندگی با آنتونیا فریزر مورخ را آغاز كرد كه در سال 1980 دومین همسر پینتر شد. آن‌طور كه خیلی‌ها فكر می‌كنند، این مسئله الهام‌بخش نمایشنامه «خیانت» (1978) او نبود. این نمایشنامه كه به تأثیر تباه‌كننده عدم پایبندی به ازدواج می‌پردازد، به‌شدت مرتبط با رابطه‌ای عاشقانه با یك خبرنگار و مجری تلویزیونی به‌نام جون بلك‌ول بود. اما زندگی جدید پینتر با آنتونیا فریزر، بدون شك به افزایش و تشدید علاقه وی به سیاست كمك نمود.نمایشنامه‌های او همواره به بغرنجی‌های قدرت داخلی یك كشور می‌پرداختند. اما زندگی شخصی مطمئن‌تر، حالا او را قادر می‌ساخت كه توجه خود را به بازی‌های قدرت در یك پهنه عمومی گسترده‌تر معطوف سازد. پینتر مدت‌ها بود كه به مشق سیاست می‌پرداخت. نزدیك‌ترین دوستانش عبارت بودند از نمایشنامه ‌نویس ماركسیست، دیوید مِرسِر و بازیگر مبارز، پگی اَشكرافت كه در سال 1973 او را ترغیب كردند تا مخالفت خود با درگیری آمریكا در سرنگونی آلنده، رئیس جمهوری شیلی اعلام نماید. اما تازه در میانه دهه هشتاد بود كه وی شروع به بیان احساسات شدیدش در رابطه با شكنجه، حقوق بشر و معیارهای متناقض دموكراسی‌های غربی در شكل نمایشی كرد.نخستین اثر وی در این دوره، نمایشنامه «آخرین نوشیدنی پیش از رفتن»(One for the Road) بود كه در سال 1984 نوشته شد: یك نمایشنامه پیچیده روانشناختی درباره سرشت زجركشیده شكنجه‌گر و آرزوی برآورده‌نشدنی او برای برخورداری از احترام، تحسین و حتی عشق. چهار سال بعد، با الهام از ممنوعیت زبان كردی در حكومت ترك‌ها، نمایشنامه «زبان كوهستان» را نوشت كه بازتابی از دغدغه پینتر در مورد آزادی بیان و عقیده در بریتانیای تحت سلطه تاچر نیز بود. او در سال 1991 در نمایشنامه «مهمانی» با نمایش دنیای بورژواهای ثروتمند و سطح بالایی كه به انزوایی خودپرستانه تن داده‌اند و از میان رفتن آزادی‌های مدنی برایشان بی‌اهمیت شده است، همین موضوع را دنبال می‌كرد. اما بهترین نمایشنامه از میان نمایشنامه‌های سیاسی اخیر پینتر، نمایشنامه «خاكستر به خاكستر» (1996) است. یك نمایشنامه دیرفهم بازگشتی كه با سرزنش‌های بازجویانه یك مرد در مورد فاسق همسرش آغاز می‌شود و به‌شكل نسبتاً زیركانه‌ای به اعتراف به موافقت با آشویتس، بوسنی و سراسر چشم‌انداز سبعانه قرن بیستم منجر می‌شود. عموماً در انگلستان به نمایشنامه‌های سیاسی اخیر پینتر با نوعی چشم‌پوشی تفكربرانگیز نگاه می‌شود. وقتی هم كه پینتر و آنتونیا فریزر در اواخر دهه هشتاد جلسات بحث خصوصی در خانه‌شان به راه انداختند، مورد تمسخر شدید روزنامه‌ها قرار گرفتند؛ تاحدی كه در نهایت گروه منحل شد. اما نمایشنامه‌های سیاسی پینتر، نه تنها در كشورهایی همچون روسیه یا اسپانیا كه خود را از سلطه كمونیسم یا فاشیسم رها ساخته‌اند، بلكه در سراسر جهان، مخاطبان بسیاری را به‌وجد آورده است. استهزا بر پینتر بی‌اثر بود و او در سال‌های اخیر نیز هیچ مجالی را برای حمله به آنچه كه كلبی‌مسلكی و تناقض معیارها در دموكراسی‌های غربی می‌خواند، خصوصاً عمل‌گرایی سبعانه آمریكا در سیاست خارجی، از دست نداده است؛ چه در روزنامه‌ها و چه در تلویزیون و مجامع عمومی. پینتر با اینكه از جایگاه یك فرد محبوب در بریتانیا برخوردار نیست، اما تمام عمر براساس دیدگاه اروپایی در مورد وظایف نویسنده زیسته است؛ اینكه نویسنده شخصی است متعهد كه بی‌پرده از مسائل عمومی سخن می‌گوید و مخالفت‌های اخلاقی خود را با عملكرد حكومت به‌وضوح بیان می‌كند. وقتی‌كه او در سال 2005 جایزه نوبل ادبیات را دریافت كرد، سخنرانیِ پذیرشِ جایزه‌ خود را به‌صورت یك فیلم ویدئویی فرستاد كه در آن پتویی بر زانوانش انداخته بود و بر روی ویلچر نشسته بود و پس‌زمینه، تصویری از جوانی خودش بود. او یك سخنرانی پرحرارت و حیرت‌انگیز در حمله به آمریكا ایراد كرد. بحث او این بود كه «ایالات متحده از جنگ جهانی دوم به‌بعد، در سراسر دنیا به حمایت و در بسیاری از موارد، به خلق مجدد دیكتاتوری نظامی دست راستی پرداخته است». او سپس مثال‌هایی از این موارد را ذكر كرد و پس از آن با نوعی تمسخر بی‌روح ادامه داد: «آن اتفاق هرگز روی نداده است. هیچ چیزی تابه‌حال اتفاق نیفتاده است. حتی وقتی كه آن اتفاق در جریان بود، چیزی اتفاقی نمی‌افتاد. آن، عاری از اهمیت است». پینتر با چند جمله تند، بر سهل‌انگاری ارادی رسانه‌ها نسبت‌به رویدادهایی كه در نظر عموم ثبت شده است، تأكید می‌نماید. اما او در سال‌های آخر عمرش هم از خلاقیت دست نكشیده بود و زندگی خود را به‌طور كامل با سیاست پر نكرده بود. او به نوشتن نمایشنامه‌هایی پرداخت، همچون «مهتاب»(1993) كه به كاوشی تكان‌دهنده در زندگی خانوادگی به‌مثابه میدان جنگی وحشیانه می‌پرداخت و «بزرگداشت» (2000) كه به‌صراحت زمختی اخلاقی سرمایه‌داران بزرگ را به استهزا می‌كشید. وی همچنین در این سال‌ها دوباره به‌عنوان بازیگر بر صحنه بازگشت و در اجرای مجدد «سرزمین بی‌صاحب»، «بزرگداشت» و «آخرین نوشیدنی پیش از رفتن» بازی كرد. در این سال‌ها، بر پرده سینما نیز در فیلم‌های متفاوتی، از «موجو» گرفته، تا «مانسفیلد پارك» به ایفای نقش پرداخت و در تمام طول زندگی نیز به كارگردانی نمایشنامه‌های خودش و دیگران پرداخت.ماندگاری هیچ نمایشنامه‌نویس دیگری از نسل پینتر، به‌اندازه او نبوده است. اما او در ضمن، یكی از نویسندگان كمیابی است كه به رسانه‌ای كه در آن كار می‌كنند، شكل می‌دهد و بر آن تأثیر می‌گذارد. او پیش از هر چیز، ایده نویسنده واقف بر همه چیز را كنار نهاد؛ پس از نمایشنامه‌هایی همچون «جشن تولد» و «سرایدار». دیگر برای نویسندگان ضروری نبود كه داستانِ پیش‌زمینه یا آینده شخصیت‌هایشان را بدانند. همان‌طور كه پینتر در 1962 در یك سخنرانی كه بسیار از آن نقل قول شده است، می‌گوید: «شخصیت‌های من، در مورد تجربه‌، آرزوها، انگیزه‌ها و پیشینه‌شان، این اندازه به من می‌گویند و نه بیشتر». اما در كنار آن، پینتر نشان داد كه شعر نمایشی، نوعی زائده كلامی تزئین‌شده نیست. او ثابت كرد كه آن را می‌توان در كارهای پیش پا افتاده، تكراری و طفره رفتن‌ها و حتی وقفه‌های یك گفت‌وگوی روزمره جستجو كرد. او به‌دلیل استفاده‌ مكررش از مكث مشهور شده است؛ چیزی كه همواره اعتراف می‌كند كه از جك بِنی كمدین آموخته است. بااین حال، گفتارهای نمایشی پینتر نیز اغلب مخفیگاه حقیقت، ناگفته‌ها و احساسات بودند. به قول خودش: «چه بسا كه در زیر كلمات بر زبان آمده، چیزی آشكار، اما بر زبان نیامده وجود داشته باشد». او نیز مانند تمام انسان‌ها پر از تضاد و تناقض بود، به تندخویی و عصبانیت مشهور بود؛ و كاملاً درست است كه وقتی با عقاید سیاسی‌ای روبه‌رو می‌شد كه از روی بی‌فكری ابراز شده بودند، به‌شدت از جا به‌در می‌شد. اما در نگارش یك زندگی‌نامه انتقادی از او، من بیشتر تحت تأثیر ثبات قدم و صداقت پولادین، دقت موشكافانه و ظرفیت ذاتی او برای دوستی قرار گرفتم. او در میان نمایشنامه‌نویسان مشهور، تقریباً تنها كسی است كه پیوند خود را با دوستان دوران جوانی، یعنی «دار و دسته هاكنی» حفظ كرد. او در ضمن، به سخنان افراد دیگر گوش می‌داد؛ چیزی كه رمز موهبت نویسندگی كه به وی اعطا شده بود، در آن نهفته است. پینتر رغبت بی‌اندازه‌ای به زندگی داشت. او عاشق شعر، شراب، بازی بریج و تقریباً همه انواع ورزش‌ها، خصوصاً كریكت بود. من اغلب به این فكر می‌افتم كه او از بابت تیم كریكتی كه برای نخستین‌بار در آن بازی كرده و بعدها به هدایتش پرداخته بود، تقریباً به‌اندازه تمام موفقیت‌های ادبی‌اش به خود می‌بالید. زندگی او نیز فجایع و تراژدی‌های خود را داشته است که عمده‌ترین آنها جدایی از دانیِل، پسرش از نخستین همسرش یعنی ویویان مرچنت بود. اما ازدواج دومش با آنتونیا فریزر، شش فرزندخوانده و 16 نوه، منبع شادكامی فوق‌العاده‌ای برای او شد و به گمان من، ودیعه تازه‌ای بود كه زندگی به دنیای نویسندگی او داد و علاقه او را به سیاست نیز برانگیخت. پینتر یك تئاتری تمام عیار بود؛ از آن نوعی كه بعید است دوباره در زندگی‌مان ببینیم؛ كسی كه آموزش عملی خود را در تئاتر سیار و رپرتوار هفتگی دیده بود و در تمام مدت نیز دیدگاه شخصی خود را نسب‌به جهان حفظ كرد. این چیزی است كه در نهایت، بزرگ‌ترین دستاورد او بود.




best psychic readings
چهارشنبه 10 آبان 1396 06:24 ب.ظ
ما با یک وب سایت متفاوت در اینجا به این نتیجه رسیدیم و فکر کردیم باید چیزها را بررسی کنیم.

من دوست دارم آنچه را که می بینم اکنون دنبال کنم.
به دنبال یک بار دیگر به صفحه وب خود بروید.
foot pain
شنبه 25 شهریور 1396 04:32 ب.ظ
Hello, after reading this amazing paragraph i am too happy to share my knowledge here
with mates.
raguellandi.hatenablog.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:49 ق.ظ
If you are going for most excellent contents like I do, just pay a
quick visit this site everyday as it provides quality contents, thanks
Foot Problems
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:45 ق.ظ
It is the best time to make some plans for the longer term and it's time to be happy.
I've learn this post and if I may just I desire to suggest you some fascinating
things or advice. Perhaps you can write subsequent articles
regarding this article. I want to learn even more issues about it!
Bettina
سه شنبه 10 مرداد 1396 09:58 ب.ظ
I was recommended this website by my cousin. I'm not sure whether this publish is written by way of him as
nobody else realize such specific approximately my
difficulty. You're wonderful! Thanks!
carlossleeth.jimdo.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 09:53 ق.ظ
The other day, while I was at work, my sister stole my
iPad and tested to see if it can survive a forty
foot drop, just so she can be a youtube sensation. My
apple ipad is now destroyed and she has 83 views.
I know this is entirely off topic but I had to share it with someone!
Miriam
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:56 ب.ظ
Hello! I just wanted to ask if you ever have any problems with hackers?
My last blog (wordpress) was hacked and I ended up losing months of hard work due to no back up.
Do you have any solutions to stop hackers?
Constance
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:46 ب.ظ
Excellent weblog right here! Additionally your site a lot
up very fast! What web host are you the usage of? Can I am getting your affiliate
hyperlink for your host? I wish my website loaded up as
fast as yours lol
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 05:11 ق.ظ
Hi, There's no doubt that your blog may be having internet browser compatibility issues.
Whenever I look at your blog in Safari, it looks fine however,
if opening in I.E., it has some overlapping issues.

I just wanted to provide you with a quick heads up! Besides that,
great site!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
رتبه پیج رنک سایت یا وبلاگ شما در گوگل کلیک کنید