تبلیغات
Ahmadak - اوضاع عمومی تئاتر در عصر خرد
Ahmadak

بازیگر درتئاتر به واژگان متن، شیئیت می بخشد. و این از هر كاری دراین جهان پیچیده تر و شورانگیزتر است

اوضاع عمومی تئاتر در عصر خرد

دوشنبه 5 دی 1390

نوع مطلب :مقاله (تئاتر)، 


اوضاع عمومی تئاتر در عصر خرد

ویل دورانت

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/a/a2/Shakespeare.jpg

ویلیام شکسپیر

چگونه شد كه ادبیات انگلستان، كه در دوره طولانی میان چاسر و سپنسر ناچیز بود، به مقام آثار شكسپیر ارتقا یافت شاید در نتیجه افزایش و گسترش ثروت; و شاید درنتیجه صلحی ممتد و ثمربخش، یا جنگی تحریك كننده و پیروزمندانه، و شاید در نتیجه تاثیر ادبیات خارجی بود كه افق فكر انگلیسیها بازتر شد; نویسندگان از پلاوتوس و ترنتیوس فن كمدی، و از سنكافن تراژدی را میآموختند; بازیگران ایتالیایی در انگلستان بازی میكردند. (مخصوصا در 1577); هزارگونه تجربه به عمل میآمد; بین سالهای 1592 و 1642، تعداد چهار صد و سی و پنج كمدی در انگلستان نمایش داده شد. انواع فارس و پرده‌های كوتاه در میان دو پرده دیگر شكل كمدی به خود گرفتند. نمایشهای مذهبی و نمایشهایی كه صفات و اخلاق را در آنها مجسم میكردند، به علت بی‌اعتقادی مردم به افسانه‌های مقدس، به صورت درامهای غم انگیز غیرمذهبی درآمد. در سال 1553، نیكولس یودل نخستین كمدی كلاسیك انگلیسی را به نام رلف لافزن و پر سر و صدا تهیه كرد. در سال 1561 و كلای اینرتمپل نخستین تراژدی انگلستان را به صورت كلاسیك تحت عنوان گوربودوك به روی صحنه آوردند.

به نظر میرسید كه تا مدتی آن قالب، كه از رم قدیم به ارث رسیده بود، نوع درام را در عهد الیزابت معین كند.

استادان دانشگاه مانند هاروی، و كلای شاعر مانند جروج گسكوین، مردمانی آشنا با علوم كلاسیك مانند سیدنی، خواهان رعایت ((وحدتهای سه‌گانه)) در نمایش بودند: بدین معنی كه فقط یك عمل یا موضوع اصلی وجود داشته باشد و آن نیز در یك مكان صورت گیرد و از لحاظ زمان بیش از یك روز طول نكشد. این سه وحدت، تا آنجا كه ما میدانیم، نخست به وسیله كاستلوترو (1570) در مورد تفسیری بر كتاب صناعت شعر، از ارسطو، اعلام شد. خود ارسطو فقط خواهان وحدت عمل است; و توصیه میكند كه عمل ((فقط در یك دوران خورشید)) صورت گیرد. همچنین خواهان چیزی است كه در آن میتوان وحدت حالت نامید، یعنی كمدی به عنوان ((نمایش مردم پست)) نباید با تراژدی كه ((نمایش اقدامات قهرمانانه)) است ((مخلوط شود)). سیدنی در دفاع از شعر یا سه وحدتی كه كاستلوترو نام برده موافق است، ولی خشونت و مطایبه را نیز در نمایشهای آن دوره توصیه میكند. اینك نمونه‌ای از نظر وی:

آسیا از یك سو، و افریقا از سوی دیگر دیده میشود، و آن قدر كشورهای كوچك در آن میتوان دید، كه بازیگر، در ابتدای ورود به صحنه، باید بگوید كه در كجاست. ... در مورد زمان كمتر سختگیری میشود; زیرا معمولا یك شاهزاده و یك شاهزاده خانم عاشق یكدیگر میشوند; پس از چندین ملاقات، شاهزاده خانم آبستن میشود و كودك زیبایی میزاید; كودك نیز مردی میشود و به زنی دل میبازد و نزدیك است صاحب بچه‌ای بشود، و همه این جریانات در ظرف دو ساعت روی میدهد.

فرانسه از قوانین كلاسیك پیروی كرد و راسین را به وجود آورد; انگلستان آنها را نپذیرفت، درامهای تراژیك خود را موافق با اصول طبیعی ساخت و شكسپیر را به وجود آورد. غایت مطلوب رنسانس در فرانسه نظم، دلیل، تناسب، و آدابدانی بود; و در انگلستان آزادی، اراده، بذلهگویی و زندگی. تماشاگران عصر الیزابت، كه مركب از اشراف كوچك و طبقات متوسط و عوام بودند، به نمایشهای متنوع و پرمایه علاقه داشتند و خواهان عمل بودند، و به گزارشات مفصل درباره اعمالی كه بر صحنه شاهد آن نبودند توجهی نمیكردند. همچنین آنان برای خندیدن حاضر بودند، و مهم نمیدانستند كه گوركنها با شاهزاده‌ای درباره فلسفه بحث كنند. گذشته از این، فكری تربیت نیافته داشتند كه میتوانست از محلی به محلی برود و با اشاره علامتی یا مصراعی از قارهای عبور كند. درام دوره الیزابت حاكی از مردم انگلستان در آن زمان بود، نه حاكی از یونانیهای عهد پریكلس، یا فرانسویهای عصر سلسله بوریون. از این لحاظ بود كه آن درام به صورت هنری ملی درآمد، در صورتی كه هنرهایی كه تابع نمونه‌های خارجی بود، در انگلستان ریشه نگرفت. درام انگلستان، پیش از آنكه مارلو و شكسپیر را به وجود آرد، مجبور بود مانع دیگری را از پیش پای خود بردارد.

نهضت جدید پیرایشگری صحنه نمایش را در عهد الیزابت مركز بت‌پرستی، وقاحت، و بیحرمتی به مقدسات میدانست و مخالف حضور زنها و روسپیها در میان تماشاگران و نزدیكی فاحشه‌خانه‌ها به تماشاخانه‌ها بود. در سال 1577، جان نورثبروك مقاله بسیار تندی علیه ((نردبازی، رقص، نمایش، و نمایشهای بین دو پرده)) نوشت و متذكر شد كه:

به عقیده من، شیطان هم وسیله سریعتر و مدرسه بهتری، جز این نمایشنامه‌ها و تماشاخانه‌ها برای عملی كردن و تعلیم دادن میل خود، یعنی انداختن مردان و زنان در دام شهوترانی و امیال كثیف مربوط به روسپی‌بازی، ندارد; بنابر این، لازم است كه اولیای امور، همچنانكه در روسپیخانه‌ها را میبندند، آن تماشاخانه‌ها را هم منحل كنند و جلو آن بازیگران را بگیرند.

مدرسه بدی تالیف گوسن نسبتا ملایمتر بود و بعضی نمایشها و بازیگران را ((بی‌عیب)) میدانست; ولی هنگامی كه لاج به وی پاسخ گفت، گوسن دیگر میان خوب و بد تشخیص نداد و در كتاب موسوم به بازیگرانی كه در پنج پرده مجاب شدند، نمایشها را مسبب شرارت و فساد و زنا دانست; و بازیگران را استادان گناه و معلمان هرزگی قلمداد كرد. به عقیده منتقدان، كمدیها عبارت از تصاویر فاسدكننده گناه و شرارت، و تراژدیها محرك نمونه‌های قتل، خیانت، و عصیان بودند. در ابتدای سلطنت الیزابت، یكشنبه روز معمولی نمایش بود، و در همان زمان كه زنگ كلیساها مردم را به نماز بعد از ظهر فرا میخواند، صدای شیپور آغاز نمایش را اعلام میكرد، كشیشها از مشاهده آنكه مردم از كلیساها غایب میشدند تا در تماشاخانه‌ها حضور یابند، وحشت میكردند. یكی از واعظان فریاد میزد: ((چطور است كه وقتی شیپور مینوازند، یك نمایش كثیف میتواند هزار نفر را جلب كند، در حال آنكه آهنگ ناقوس قادر نیست صد نفر را در مجلس وعظ جمع كند)) و نورثبروك به همان منوال میگفت، اگر ((طرز گول زدن شوهرها و یا زنهایتان را یاد بگیرید، و اگر بتوانید مثل زنان روسپی نمایش بدهید، یا تملق، دروغگویی، كشتن، كفر كردن، و خواندن آهنگهای قبیح را بیاموزید، آیا در آن صورت، پس از مشاهده این گونه نمایشهای بین دو پرده، آنها را یاد نخواهید گرفت و به تمرین آنها نخواهید پرداخت)) درامنویسان با نوشتن رساله پاسخ میدادند، و در نمایشنامه‌هایی نظیر شب دوازدهم پیرایشگران را مسخره میكردند. سر تابی بلچ در آن نمایشنامه از دلقكی پرسید: ((آیا فكر میكنی چون خودت آدم پرهیزكاری هستی، دیگر شیرینی و آبجو وجود نخواهد داشت)) و دلقك در پاسخ میگوید: ((بله، قسم به سنت آن، و زنجبیل هم در دهان تند خواهدبود)).درام نویسان، و حتی شكسپیر، در آثار خود قصه‌هایی مربوط به عنف، خشم، زنا با محارم، زنا و فحشا آورده‌اند. شكسپیر در نمایشنامه پریكلس اطاقی را در محل فحشا نشان میدهد كه گرداننده آن شكایت دارد از اینكه زنان آنجا ((از كار مداوم پوسیده شده‌اند)).

اولیای امور لندن كه بعضی از آنان نیز از فرقه پیرایشگران بودند تصور میكردند كه حق با پیرایشگران است. در سال 1574، انجمن شهرداری از اجرای نمایشنامه‌هایی كه مورد سانسور قرار نگرفته و دارای پروانه نبود، جلوگیری میكرد; و از اینجاست كه شكسپیر گفته است: ((اولیای امور زبان هنر را بسته‌اند)). خوشبختانه، الیزابت و اعضای شورای سلطنتی از نمایش لذت میبردند. چندین تن از لردها گروه‌هایی از بازیگران را در اختیار داشتند، و تحت توجه ملكه و بر اثر سانسوری كه شدید نبود، شش گروه بازیگر اجازه یافتند كه در شهر نمایش دهند.

قبل از 1576، نمایشهایی مخصوصا روی سكوهای موقتی در حیاط مهمانخانه‌ها اجرا شده بود، ولی در همان سال جیمز بربیج نخستین تماشاخانه دایمی انگلستان را ساخت كه فقط به ((تماشاخانه)) معروف شد، و برای آنكه در قلمرو قضاوت لندن نباشد، آن را در خارج شهر و در حومه شوردیچ برپا كرد. پس از مدت كوتاهی، تماشاخانه‌های دیگر تاسیس شد: مانند پرده (?1577)، تئاتر فرایارهای سیاه (1596)، و بخت (1599)، در 1599 ریچارد و كاثبرت بربیج تماشاخانه پدر را خراب كردند و به جای آن تماشاخانه كره را در ساوثوارك در وسط رودخانه تمز بنیان نهادند. شكل خارجی آن هشت ضلعی، ولی ظاهرا داخل آن مستدیر بود; و از اینجاست كه شكسپیر آن را چنین نامیده است: ((این O چوبی)). قبل از 1623 همه تماشاخانه‌های لندن از چوب بود. بسیاری از آنها به آمفی تئاترهای وسیع شباهت داشت. در حدود دو هزار تماشاگر میتوانستند در لژهای بالای آن، كه دور تا دور را احاطه كرده بود، بنشینند و هزار نفر دیگر میتوانستند در حیاط در اطراف صحنه جمع شوند. این عده را ((تماشاگران بیذوق)) مینامیدند، یعنی همان كسانی كه هملت آنها را به سبب ((لالبازی و سر و صدایشان)) ملامت میكند. در سال 1599، كسانی كه میخواستند نمایش را ایستاده تماشا كنند، یك پنی میپرداختند، و بهای بلیط لژ بالا دو یا سه پنس و نرخ بلیط روی صحنه كمی بیشتر بود. صحنه عبارت از سكوی وسیعی بود كه بر یكی از دیوارها تكیه داشت و تا اواسط حیاط پیش آمده بود. در پشت آن اطاق آرایش قرار داشت، كه در آن بازیگران لباسهای خود را میپوشیدند، و ((نگهبان صحنه)) اثاث نمایش را آماده میداشت. این اثاث عبارت بود از تابوت، جمجمه، درختان شمشاد، بوته‌های گل، جعبه‌های كوچك، پرده، دیگ، نردبان، اسلحه، آلات مختلف، شیشه‌های خون و چند سر بریده. همچنین ماشینهایی وجود داشت، كه بدان وسیله خدایان و الاهه‌ها را از ((آسمان)) پایین میآوردند و ((ارواح)) و ((جادوگران)) را از كف صحنه بالا میكشیدند. گذشته از این، نوعی باران را با كشیدن نخی فرو میریختند، و به وسیلهای ((خورشید)) را در ((آسمان)) میآویختند)). این اثاث كمبود مناظر را جبران میكرد، زیرا صحنه باز و بدون پرده مانع از تغییر فوری وضع ظاهر نمایش میشد.

در عوض، جریان نمایش در میان خود تماشاگران صورت میگرفت، و خود آنان تقریبا احساس میكردند كه در وقایع شركت دارند.

تماشاگران كمتر از خود نمایش نبودند، ارابه‌رانها توتون، سیب، گردو، و اعلامیه به تماشاگران میفروختند; و در روزگار بعد، به قول ویلیام پرین، كه پیرو فرقه پیرایشگران بود، به زنها پیپ تقدیم میكردند. زنها نیز بیشتر در تماشاخانه‌ها حضور مییافتند، و بیمی از تهدید كشیشان نداشتند كه معاشرت با مردان را باعث اغوای آنان میشمردند. گاهی هم جنگ طبقاتی درمیگرفت و نمایش تعطیل میشد، زیرا تماشاگرانی كه در اطراف صحنه بودند، بقایای خوراكیهای خود را روی لباس شیكپوشانی كه روی صحنه بودند، میریختند. برای درك یك نمایش عصر الیزابت، باید به خاطر داشته باشیم كه تماشاگران: نمایشهای عشقی را دوست داشتند و در نتیجه آمادگی شدید برای شوخی، از وجود دلقكها و پادشاهان و در كنار هم لذت میبردند. همچنین درنتیجه شور و هیجانی كه داشتند، از دعوا و مرافعه خوششان میآمد. در میان آنان اشخاص مغرور و خودستا نیز یافت میشدند كه از فصاحت و بلاغت لذت میبردند. گذشته از این، صحنه سه گوشه تماشاخانه مستلزم این بود كه بازیگران گاهی با خودشان در یكی از آن گوشه‌ها حرف بزنند.

تعداد بازیگر كم نبود. بازیگران دوره‌گرد تقریبا در هر شهری در روزهای جشن دیده میشدند، و در میدان دهكده‌ها، حیاط میخانه‌ها، یا در انبارها و قصرها، و در مجالس شبنشینی نیز نمایش میدادند. در زمان شكسپیر بازیگر زن حق نداشت كه روی صحنه بیاید. نقش زنان را پسران بازی میكردند، و گاهی تماشاگر عهد الیزابت پسری را در صحنه میدید كه در نقش زنی بازی میكند كه به جامه پسر یا مردی درآمده است. در مدارس اشرافی، دانش‌آموزان خودشان نمایش میدادند، و این نیز جزو تعلیم و تربیت آنان بود. دسته‌هایی از این دانش‌آموزان با دسته‌های بزرگسالان رقابت میكردند و در تماشاخانه‌های خصوصی نمایش میدادند، و تماشاگران ورودیه میپرداختند. شكسپیر از این رقابتها شكایت داشت، و پس از 1626، دانش‌آموزان دیگر نمایش ندادند.

بازیگران، برای آنكه به عنوان ولگرد محسوب نشوند، خود را تحت حمایت اشراف متمول مانند لستر، ساسكس، واریك، آكسفرد، و اسكس قرار میدادند. دریاسالار انگلستان، و رئیس تشریفات سلطنتی هر یك شركتی از این گونه بازیگران در اختیار داشتند. به بازیگران فقط وقتی پول میدادند كه آنها در تالارهای بزرگ نمایش بدهند; در غیر این صورت، بازیگران از سهامی كه در ((شركت)) داشتند، قوت لایموتی به دست میآوردند. سهام را نابرابر تقسیم میكردند; كارفرما یك سوم و بازیگران درجه اول قسمت عمده بقیه منافع را دریافت میداشتند. ریچارد بربیج، كه مشهورترین این ((ستارگان)) بود، ملكی برجای گذاشت كه سالی 300 لیره عایدی داشت. ادوارد الین، رقیب او، كالج دالیج را در لندن بنا نهاد. بازیگران مشهور نیز مورد توجه شدید مردم بودند و معشوقه‌های بسیار داشتند. جان منینگم در یادداشت روزانه خود قصه مشهوری بدین شرح نقل میكند: شبی كه بربیج نقش ((ریچارد سوم)) را بازی میكرد، زنی آنچنان شیفته او شد كه قبل از خروج از تماشاخانه از وی خواست كه همان شب با لباس ریچارد سوم به ملاقات او برود. ویلیام شكسپیر كه پایان گفتگوی آن دو را شنیده بود، به جای او رفت و مورد پذیرایی قرار گرفت و پیش از ورود بربیج، به منظور خویش نایل آمد. وقتی خبر رسید كه ریچارد سوم مقابل در منتظر است، شكسپیر پیغام داد كه ویلیام فاتح قبل از ریچارد سوم بوده است.

http://www.idosound.co.uk/images/rich3a.jpg


Online cialis
جمعه 17 فروردین 1397 11:21 ب.ظ

Thanks! I like this!
cialis coupons cialis for sale in europa click here cialis daily uk cialis coupons cialis name brand cheap legalidad de comprar cialis 5 mg cialis coupon printable only now cialis for sale in us if a woman takes a mans cialis generic cialis at the pharmacy
Buy cialis online
جمعه 3 فروردین 1397 09:20 ب.ظ

Cheers, I value this.
we recommend cheapest cialis cialis online cialis prices achat cialis en suisse cialis super acti only here cialis pills prezzo di cialis in bulgaria we use it 50 mg cialis dose generic cialis soft gels buy cialis online nz
Buy cialis online
دوشنبه 28 اسفند 1396 02:54 ق.ظ

Information well regarded..
generic cialis in vietnam buying cialis on internet cialis venta a domicilio cialis for bph cialis generico online cialis pills prezzo cialis a buon mercato cialis coupons cialis generico online only now cialis 20 mg
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 08:27 ق.ظ
Hello! I'm at work surfing around your blog from my
new apple iphone! Just wanted to say I love reading your blog and look forward to all your
posts! Keep up the outstanding work!
What do eccentric heel drops do?
شنبه 14 مرداد 1396 06:16 ق.ظ
I'm really enjoying the design and layout of
your site. It's a very easy on the eyes which makes it much more
enjoyable for me to come here and visit more often. Did you hire out a developer to create your theme?
Exceptional work!
http://hellenmateos.hatenablog.com/entries/2015/01/02
چهارشنبه 3 خرداد 1396 01:27 ق.ظ
My brother suggested I might like this website.
He was entirely right. This post actually made my day.

You can not imagine just how much time I had spent for this information! Thanks!
BHW
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 06:30 ب.ظ
If some one wishes to be updated with hottest technologies afterward he must be pay a quick visit this web site and be up to
date all the time.
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 01:57 ق.ظ
Hi colleagues, pleasant article and pleasant arguments commented at this place, I am genuinely enjoying
by these.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
رتبه پیج رنک سایت یا وبلاگ شما در گوگل کلیک کنید