تبلیغات
Ahmadak - در نبردی بر علیه پارسیان
Ahmadak

بازیگر درتئاتر به واژگان متن، شیئیت می بخشد. و این از هر كاری دراین جهان پیچیده تر و شورانگیزتر است

در نبردی بر علیه پارسیان

شنبه 12 آذر 1390

نوع مطلب :مقاله (تئاتر)، 




در نبردی بر علیه پارسیان




از زمان بازگشایی رسمی فستیوال كه محل برگزاری آن مكان تاریخی به نام راپیداروس می باشد منتقدین همیشه نظراتی چه مثبت و یا منفی درباره نقش این رویداد فرهنگی و حواشی آن اظهار كرده اند. اینكه متصدی جشنواره چه كسانی باید باشند و یا اینكه نظرات و فشارهایی كه مخاطبان بر آن می آورند تا چه حد باید بر سیاست های هنری آن تاثیرگذار باشد همچنان جز موضوعات اصلی بحث و مجادله است. برای اكثریت مخاطبان تئاتر راپیداروس بخشی از خاطرات دوران قبل راتداعی می كند و به نوعی نمادی از گذشته محسوب می شود. بنابراین بدیهی است كه امكان تغییر كاربری مكان مثلا به یك مركز خرید باشكوه و یا حتی بهینه سازی بنا از نوع مدرن آن به هیچ وجه امكان پذیر نباشد. از طرفی وقتی مكانی با این خصوصیات قادر به جذب تقریبا 12 هزار نفر در یك سانس نمایشی می شود بدین معناست كه ذایقه مخاطب نوع محصول را پسندیده و بسادگی نمی توان دست به ساختار آن زد. كیفیت كارهای ارائه شده در این فستیوال و حال و هوای تاریخی آن به نوعی در بین منتقدان بومی و بین المللی علمدار تئاتر كلاسیك كرده است. اما مشكل اصلی در این جاست كه دست اندركاران آن در میان آنگونه كه از آنها انتظار می رود نتوانسته اند خود را با تغییرات جهان امروز و نوآوری های تئاتر وفق دهند.

بنابراین به جای آنكه این جشنواره در گذر زمان شكوفا شود تبدیل به یك ابزار كهنه نمایش شد و در نتیجه تا حدود زیادی جذابیت و كشش خود را از دست داد. گروهی كه مدیریت این مجموعه رادر سال 2005 بر عهده گرفتند به زودی دریافتند كه ارتباط این فستیوال با عصر حاضر قیع شده و تمام ظرفیت آن صرف اثبات طرح های كلاسیك و قدیمی شده است كه دچار رخوت و ركود شده اند. از نظر تیم جدید بخصوص یورگن لوكاس این فستیوال نیازمند استفاده از راهكارهایی برای احیای تئاتر ملی و ارتباط آن با روند جهانی هنر تئاتر بود. بنابراین اولین قدم برای اجرای این ایده تعدیل كردن قوانین و آیین نامه های سخت گیرانه آن بود كه با روح جدید تئاتر در اروپای متحد و جهانی شدن هنر در تضاد بود.

طبق مصوبات جدید هیات مدیره هیچ گروه هنری یا نهادی به استثنای نوع دولتی آن اجازه استفاده یا دسترسی به این مجموعه را ندارد مگر آنكه طرح پیشنهادی آن دارای رگه هایی از نوآوری باشد. این حركت باعث شد كه دست بسیاری از هنرمندان كه سالها در این مكان به هنرنمایی می پرداختند از این مجموعه هنری كوتاه شود. با این وجود در سه سال گذشته گروه های هنری جدیدی پا به عرصه ظهور نهاندند و باعث احیای این نهاد هنری نمایشی شده اند كه مورد تشویق و حمایت نسل جدید و شك و تردید قدیمی ترها قرار گرفته اند. سال گذشته بازخوانی افیگینیا واسیلیو یا نمایش الكترا توسط پیتر استین غوغایی را در بین منتقدان و دوست داران نمایش به پا ساخت. امسال این مجموعه هنری پذیرای دمیتر گتچف كارگردان مشهور بلغاری است كه در چند سال اخیر در آلمان اقام گزیده است. او برای اولین بار نمایش پارسها (the persions) را در آلمان بر روی صحنه برده و برنده بهترین تولید هنری سال شد. محل وقوع داستان نمایش شوش می باشد و كاراكتر اصلی آن خشایارشاه و مادرش آتوسا هستند. همچنین در عرصه های مختلف نمایش شخصیت دیگری نیز ظهور می كند كه كسی نیست جز روح پدر خشایارشاه، داریوش كبیر.

گروهی از همسرایان نیز در طول اجرای نمایش حضور دارند كه به آن لطافت خاصی می بخشند. بحث اصلی درباره این نمایش این است كه آیا می توان آن را اصولا تراژدی به حساب آورد یا ا ینكه صرفا اثری هنری است كه با پارسها همدردی كرده و به نوعی نیز از آنها ستایش نموده است. از این گذشته نوع نگاه نمایش به وقایع به نوعی نمایانگر رویدادهای سیاسی اجتمامعی عصر حاضر بوده است كه این امر باعث محبوبیت فزاینده ان در بین كارگردانان دیگر شده است. در سال 1993 پیتر سلرز نیز با همین نگاه نمایشی را به روی صحنه برد كه گوشه كنایه ای بود بر حمله آمریكا به ملتی ضعیف. اگرچه مقایسه آمریكا و امپراطوری یونان قدیم ممكن است در وهله اول كمی عجیب به نظر برسد اما در نهایت از نظر بسیاری از منتقدان دارای وجوه مشترك زیادی نیز هستند. گتچف كارگردان نمایش صحنه را با دیوارهای آبی پوشانده و سپس گروه همسرایان مرد را با زنان جایگزین نمود تا به نوعی درد و رنج آنان را نیز به تصویر بكشد. اگرچه این امر با مخالفت منتقدان روبرو شد از آنجا كه به نوعی نمایانگر عدم تطابق بین نمایش و متن بود. وی همچنین یكی دیگر از كاراكترهای نمایش را با هفت بازیگر جوان كه همگی تی شرت به تن داشتند جایگزین نمود كه باعث شگفتی مخاطبان شد. شاید وی با این كار به نوعی سعی در پیوند زدن سنت و مدرنیته داشت كه ا لبته به عقیده منتقدان تا حدود زیادی نیز ناموفق بوده است. برخی از منتقدان حتی از این نیز فراتر رفته و وی را متهم به دستكاری و تحریف تاریخ و اثر نمودند و او را فردی ناآگاه در حوزه كلاسیك معرفی نمودند. با این وجود پارسها یك نمایش بدیع و به یاد ماندنیست. چرا كه یكی از مشكل ترین تراژدی های یونان است كه به تصویر كشیدن آن كار هر هنرمندی نیست در این ا ثر وقایع تاریخی مثل نبردها، پیروزی ها و شكست ها به صورت آشكار قابل لمس نبوده و باید به صورت مفهومی و حسی بیان شوند كه خود كار را بسی دشوار می نمایند. برای آنكه حال و هوای نمایش با عصر حاضر همخوانی بیشتری داشته باشد. گتچف به بازنویسی و دستكاری برخی از وقایع تاریخی پرداخته و به نوعی آن را تبدیل به نسخه ای از جنگ كنونی و نشان دادن حرص و ولع حاكمان برای قدرت و استفاده ناكارآمد از آن كرده است. با این وجود این نوع نگرش به نمایش و به تبع آن تغییرات حاصل در اجرای خود نمایش از نظر بسیاری از مخاطبان تا حدودی به زیبایی یك اثر تاریخی لطمه می زند و بی اساسی جهان مدرن را وارد عصری می كند كه در آن حس شور و اشتیاق حرف اول را می زند. در طول این سالها گتچف آثاری در خور توجه و شایسته را كارگردانی نموده است كه اكثر این آثار نیازمند ذهنی خلاقانه وكشاف بوده اند. با خلق دوباره گذشته وی توانسته است كنش و واكنش تاریخی را به تصویر كشیده و ثابت نموده است كه تئاتر قابلیت مرتبط ساختن مخاطب خود را با گذشته و حال حفظ نموده است. از نظر من بدین خاطر باید از گتچف تقدیر شود كه مانند پل ارتباطی بین ما و گذشتگان بوده است. همچنین باید وی را شایسته ستایشی بی حد و حصر دانست زیرا وی اثری را كه قدمتی بسیار بیشتر از ذهن انسان معاصر دارد را با عناصر مدرن و امروزی به تصویر كشیده است كه كاری است بدیع و شگرف. شاید در این جا می بایستی از گروه بازیگران نمایش وی نیز تقدیر شود. اینان به كارگردان اعتماد نموده و با پیگیری و ممارست این اثر هنری را به موفقیت رساندند. ساواس پتلسالدیس استاد تاریخ نمایش در دانشگاه اریستوتل می باشد وی همچنین به امر نقد و بررسی تئاتر پرداخته و عضو اصلی هیات مدیره انجمن منتقدین تئاتر یونان است.

او در كمیته تئاتر و استعدادهای ملی نیز حضور فعالی داشته و نویسنده ده كتاب در حوزه نمایش است.آخرین اثر وی مطالعه تئاتر در ایالات متحده می باشد كه در دو جلد به چاپ رسیده است.

كارگردان: دیمتر گتچف

طراح صحنه و لباس: مارك لومرت

تولید: تئاتر ملی یونان

سالن: مجتمع نمایشی باستانی راپیداروس



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
رتبه پیج رنک سایت یا وبلاگ شما در گوگل کلیک کنید