Ahmadak

بازیگر درتئاتر به واژگان متن، شیئیت می بخشد. و این از هر كاری دراین جهان پیچیده تر و شورانگیزتر است

نگاهی به فیلم «یه حبه قند» ساخته رضا میرکریمی

دوشنبه 23 آبان 1390

نوع مطلب :نقد(سینما)، 



نگاهی به فیلم «یه حبه قند» ساخته رضا میرکریمی





پنجره ای رو به هویت پ‍‍ژمرده و معصومیت از دست رفته ی روزگار پاك و بی آلایش گذشته ی نه چندان دور ما

  جواد محرمی: "یه حبه قند" برای همه ایرانیان فیلمی نوستالوژیک است به خصوص نسل قدیمی تری که هنوز آن فضا و نقش سنتی از ذهنش پاک نشده است. فیلم «میرکریمی» تماشاگر را غافلگیر می کند. پرنده خیال ذهن مخاطب ایرانی را با یک طراحی راز آلود بر فراز خاطرات قدیمی کوچ می دهد و ارتباطی تلنگر آمیز با تماشاگر ایجاد می کند. بی تردید بسیاری از ما که به اقتضای زمان بی رحمانه روح سرد و خشن زندگی آپارتمانی بر سرمان سایه انداخته تماشای فیلمی که به جزئی ترین نکات و ظرایف زندگی سنتی ایرانی وفادار بوده و طرحی رنگارنگ از جریان یک زندگی ایرانی را در قالب یک فیلم بلند سینمایی بازنمایی می کند بی نهایت سر ذوقمان می آورد.

"یه حبه قند" بیشتر از اینکه به عنوان یک فیلم ما را لحظاتی مستغرق در یک زندگی ناب ایرانی کند تذکری است از سر درد و دلسوزی که خلوص و پاکی از دست رفته مان را به یادمان بیاورد. فیلم «میرکریمی» پنجره ایست رو به هویت پژمرده و معصومیت از دست رفته روزگار پاک و بی آلایش گذشته نه چندان دورما.

بازخوردی که فیلم تا به حال داشته موید این است که ارتباط خوبی با مخاطب ایجاد کرده است. نه اینکه بگوییم این موج مثبت غیر قابل انتظاربود. پیش از اکران فیلم هم از تصاویر و پوستر های پخش شده از آن و سابقه ذهنی که از کارهای قبلی میر کریمی داشتیم می شد فهمید که "یه حبه قند" اثر قابل ستایشی از آب در آمده است. آن چیزی که فیلم را برای مخاطب ایرانی جذاب کرده مهارت «میر کریمی» در استفاده از رنگ و نور و زاویه دوربین و استفاده به جا از تمهید اسلوموشن است که در کنار طراحی مناسب صحنه و قاب بندی های حرفه ای به "یه حبه قند" جذابیتی یگانه بخشیده است.

تماشای فیلم "یه حبه قند" اگر فقط همین یک مزیت را داشته باشد که دقایقی کوتاه ما را به یاد زندگی ناب ایرانی که تدریجاً از آن فاصله گرفته ایم انداخته و غرق در لحظه های شیرین یک زندگی از دست رفته کند رسالت بزرگی انجام داده است. در "یه حبه قند" از نقطه اوجی وجود دارد نه کشمکشی ونه گرهی که به گره گشایی برسد. عناصر و قواعد مرسومی که هنوز جایگاه معتبری در یک روایت داستانی دارد. اما فیلم ارتباط عمیقی با مخاطبش برقرار می کند.

"یه حبه قند" برشی است از یک زندگی . قطعه ای است از یک پازل بدون هیچ دخل و تصرفی در حقیقت، تصویری است بی ادعا از صفا و صداقت و صمیمیت یک اجتماع انسانی در جغرافیایی به نام ایران، روایتی است ساده و بی آلایش از عمق لایه های پیدا و پنهان یک زیست بوم شرقی، فیلم «میرکریمی»" برجسته کردن اصالتها و ریشه های زیبای یک ملت است.

جریان فیلم در شهر یزد می گذرد. شهری که با درایت مسؤولینش حداقل در بسیاری از بخشها از گزند بلند مرتبه سازیهای نابهنجار در امان مانده و این در چند نمایی که دوربین «میرکریمی» از بالا شهر را نشان می دهد به خوبی به نمایش در می آید. «میرکریمی» رویکرد هوشمندانه ای در انتخاب لوکیشن از خود نشان داده است. کاری که پیشتر در "خیلی دور خیلی نزدیک" هم انجام داده بود. فضای کویر در "خیلی دور خیلی نزدیک" جای خود را در "یه حبه قند" به خانه ای در شهری کویری داده است.

ضعف اصلی یه "حبه قند" بازهم همان قصه تکراری سناریو در سینمای ماست. بی تردید تمهید قرارگرفتن یک خانواده شلوغ سنتی در معرض یک سو وشون ایرانی برای پرداختن به ریزه کاریهای یک زندگی ناب ایرانی فکر بدیع و جالبی است اما آنچیزی که در این بین می لنگد و مقدار زیادی با کارگردانی دقیق و زبردستانه «میرکریمی» و بازیها و دیالوگهای خوب از چشم پنهان مانده سناریو است. حال و هوای فیلم تماشاگر را به یاد مهمان مامان «مهرجویی» می اندازد. فیلمی که اقتباسی است از نوشته نویسنده بزرگ ونامی کشورمان «هوشنگ مرادی کرمانی». هر چند در گفت و گوی کوتاهی که با خود «میرکریمی» داشتم خود را از ورود به چنین مقایسه های بر حذر دانست. معلوم نیست که فیلمنامه نویس تاثیری از فیلم "مهمان مامان" یا داستان «مرادی کرمانی» گرفته است یا نه. من کتاب را نخوانده ام اما داستان "مهمان مامان" از روایت قوی تری برخوردار است. در "یه حبه قند" با شخصیتهای زیادی مواجه ایم که در جریان یک زندگی سنتی با کنش ها و واکنشهای زیادی رودر رو می شوند. شلوغی کاراکترها در موقعیتی مثل یک جشن و یک عزا و پرداخت نصفه نیمه به زندگی خصوصی برخی از آنها مثل خبر دار شدن روحانی با بازی فرهاد اصلانی از ابتلای خود به سرطان و کندن زمین برای زیرخاکی توسط کاراکتری دیگر و آمد و شد ها و دیالوگهای پیاپی که در جهت دراماتیزه کردن بیان نمی شود همه و همه از تبدیل شدن فیلم به یک شاهکار سینمایی جلوگیری می کند. تصاویر مانند یک گالری با شکوه عکس پی در پی ظاهر می شوند و تماشاگر را در زیبایی و شکوه خود غرق می کند واین آنقدر هنرمندانه انجام می شود که در پایان فیلم فراموش می کنیم که ما نه در تعلیق درام که در تعلیق رنگ و نور و فضا غرق بوده ایم.

در هر صورت باید گفت که "یه حبه قند" تمام قد با تعریف ما از سینمای ملی که مدتهاست در پی آنیم پهلو می زند.برای میر کریمی آرزوی موفقیت می کنم. همین که برای به تصویر کشیدن فرهنگ ایرانی فیلم می سازد باید به او تبریک گفت. ما با اثری مواجهیم که به هویت و فرهنگ ایرانی وفادار و پایبند است و همین که با مخاطب عام وخاص سینما ارتباط خوبی برقرار کرده شایسته تقدیر است.
«میرکریمی» را وقتی دیدم که برای بازدید به نمایشگاه مطبوعات آمده بود.به او گفتم به نظر من هنوز بهترین فیلم او زیر نور ماه است. واضح بود که از این حرفم خوشش نیامد اما در کل "یه حبه قند" اثری است که نیازش امروز بیشتر از هر زمانی حس می شد و آینده هنر هفتم در سرزمین ما به این نوع از سینما نیاز مبرمی دارد.


منبع : شبکه ایران






 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
رتبه پیج رنک سایت یا وبلاگ شما در گوگل کلیک کنید




ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو