تبلیغات
Ahmadak - فیلم گاو
Ahmadak

بازیگر درتئاتر به واژگان متن، شیئیت می بخشد. و این از هر كاری دراین جهان پیچیده تر و شورانگیزتر است

فیلم گاو

دوشنبه 23 آبان 1390

نوع مطلب :نقد(سینما)، 




فیلم گاو


   امید بی نیاز


صحنه‌ای از فیلم گاو


  فیلم «گاو» دومین تجربه فیلمسازی داریوش مهرجویی پس از الماس ۳۳ (سال ۱۳۴۶) است؛ فیلمی كه در سال ۴۸ باعث شد بسیاری از نگاه ها را به سوی سینمایی فكور و جدی فراخواند. مهمتر از این امر نیز بین ادبیات و سینما پیوندی ناگسستنی ایجاد كند و ظرافت های قصه گویی و گوشه ای از هرمنوتیك متن را در ساختار تصویری به نشانه های دیداری درآورد. این فیلم خاستگاه سه ژانر ادبیات، تئاتر و سینماست كه با بیان ساده و ملموس سینمایی مهرجویی به اثری ماندگار بدل شده است. ادیب و منتقدی درباره سبك رئالیسم جادویی آمریكای لاتین گفته است كه ریشه این سبك نوشتاری در ادبیات ایران است. وی در این باره متن فیلم گاو را مثال می زند و آن را نمونه ای می داند كه شاخص تر از آثار اولیه سبك رئالیسم جادویی خود را به رخ می كشد. بی شك آنچه كه از ویژگی های این سناریو و داستان ادبی پشت آن برمی آید، وفاداری به دستمایه های نوشتاری اقلیمی و بومی است؛ «گاو» تم ساده ای دارد. حركت عناصر داستانی براساس منطقی آرام و ملایم جولان می یابد. جنس رئالیسم متن با این كه بی شباهت به واقع گرایی چخوف در داستان كالسكه چی و تعامل مرد كالسكه دار با اسبش نیست، اما در نوع خود ممتاز و منحصر به فرد نیز می نماید. این ممتاز بودن در نوع دگردیسی شخصیتی مش حسن و تنهایی او پس از فقدان گاو به چشم می آید. این امر هم نمودی است كه می تواند به یكباره ژانر داستانی را از یك رئالیسم صرف و معمولی به سوی رئالیسم جادویی هدایت كند. مش حسن شخصیتی ساده و روستایی است كه دغدغه های او براساس محیط پیرامونش تعریف شده است. اما در عین حال دگردیسی شخصیتی وی بی شباهت به فیلسوفی شاعر مسلك نیست كه به طور ناگهانی در میدان شهر پاریس زمام تفكر از دست می دهد و خسته و فرتوت از بازخوانی تفكر مغرب زمین به سوی اسبی می رود كه شاید در آن لحظه برای او دیدن نجیب ترین موجود است. قصه فیلم گاو در اوج سادگی روستایی عمق می گیرد و به اثری مبهوت كننده تبدیل می شود. مش حسن یك گاو دارد. او گاو خود را خیلی دوست دارد. زیرا این گاو منبع گذران زندگی وی و خانواده اش است. مش حسن یك روز به شهر می رود. در غیاب او گاو بیمار و تلف می شود و هنگام بازگشتش به آبادی با حسی غریب روبه رو می شود. اهالی روستا از بین رفتن گاو را از مش حسن پنهان می كنند، اما در نهایت قضیه را به او می گویند و مش حسن در چنین موقعیتی قوه تعقل خود را از دست می دهد. شب ها در طویله می خوابد، به خوردن كاه و یونجه و علف روی می آورد و خود را گاو مش حسن تصور می كند. در چنین زاویه ای پرداخت داستانی تراژیك نیز هست؛ تراژدیایی كه در اثر كوچك بودن محیط و دنیای كم حجم پیرامون به شكلی ناخواسته روی می دهد و انگار كسی هم در پیشامد آن مقصر نیست. شخصیت پردازی سینمایی مش حسن با نقش آفرینی عزت الله انتظامی به اوج زیبایی های خود رسیده است. این فیلم همچون مهرجویی برای انتظامی نیز به منزله نخستین برگ درخشان كارنامه هنری رقم می خورد و بازیگر نه چندان نام آشنای آن روزگار در عالم سینما را به یكباره به سر زبان ها می اندازد. دگردیسی شخصیتی مش حسن، در شیوه بازی انتظامی زیبا و خیره كننده است. ممیك چهره بازیگر، گشاد شدن چشم ها، تغییر تن صدا و نزدیك كردن آن به فردی نامتعادل كه خود را گاو می داند، خیره كننده است. ساختار قصه، لوكیشن روستایی و تكنولوژی سینمایی ابتدایی این امكان را به انتظامی تئاتری می دهد كه با فن و فوت و آموزه های خود از عالم تئاتر تمام و كمال مایه بگذارد.
    بازی علی نصیریان نیز در این فیلم چشمگیر است. نصیریان كه خود این قصه را برای اجرای تئاتری آن در تلویزیون به صورت درام درآورده است، گویی چندان مشكلی با نقش خود «مش اسلام» ندارد. او انگار در نقش حل شده است. تمرینات پیش از آغاز این فیلم به نصیریان تئاتری نیز امكان می دهد كه در قالب نقش خود بازی به یادماندنی را به جا بگذارد. در فیلم گاو بازیگرانی از جمله عزت الله انتظامی، علی نصیریان، جعفر والی، جمشید مشایخی، پرویز فنی زاده، عصمت صفوی، عزت الله رمضانی فر، مهین شهابی و... به ایفای نقش می پردازند. اغلب این بازیگران هم نه تنها با تجربه ایفای نقش روی صحنه به این فیلم آمده اند بلكه خود عضو اداره تئاتر هستند. در واقع وجهه تئاتری بودن آنها در زمان ساخت فیلم بسیار پررنگ است. این امر در بیان های تئاتری و ادای دیالوگ های بازیگران بسیار نمود دارد. معمولاً متن سعی می كند كه به نوعی شبه زبان معیار منطقه بپردازد. یعنی در عین حال كه زبان سناریو فارسی سلیس و روانی است، نوع ادای كلمات با فارسی معیار یا لهجه مردم تهران فرق دارد و در واقع نسخه اوریژینال و اصل خود مردم روستایی به شمار می رود. این لهجه در نوع خود به ابعاد شخصیت پردازی آدم های قصه كمك شایانی كرده است. شاید یكی از زیباترین نمونه های آن نحوه سلام كردن اهالی روستاست كه در هنگام رویارویی با مش حسن در زمان اختلال حواس او به چشم می آید. آنها لفظ سلام علیك را به صورت شكسته و خلاصه به كار می برند و این كلام تا حدی زیبا و شنیداری می شود كه از كیفیتی موسیقایی و آهنگین برخوردار می شود. اغلب بازیگران فیلم نیز برای ادای دیالوگ ها با تغییر حالت شكل فیزیكی لب ها، تغییر صوت و شكل ظاهری و صوری كلمات، خلاصه و شكسته ادا كردن واژگان با كمك المان های حالت دهنده به صورت و ... بیان گفتاری متن و ساختار تصویر را به شكلی هماهنگ ارائه می دهند.
    متن فیلم گاو به لحاظ ساختار قصه و پیچیدگی های درون متنی از نوعی سادگی غیرمنتظره و اعجاب انگیز برخوردار است. كلیت اثر برای نویسندگان و دانشجویان داستان نویسی و فیلمنامه نویسی مانند اثری مدرسه ای، معیار و استاندارد به شمار می رود.
    
    
    بافت زبانی و زیرساخت زبان به لحاظ سادگی به داستانی در كتاب های درسی شبیه است و همواره این امكان را برای طیف عظیم و فراگیر مخاطبان فراهم می كند تا با این اثر ارتباط عمیق و درونی پیدا كنند. دیالوگ های دقیق و حساب شده به نحوی در متن طراحی شده اند كه همواره امكان جابه جایی آنها سخت و دشوار است. دراین میان بیان تئاتری بازیگران بر بومی گرایی زبان می افزاید و لهجه خاص آنها در فیلم به پرداخت شخصیتی آدمها و تعریف آنها در موقعیت های مكانی و زمانی كمك می كند. لوكیشن فیلم در روستایی در قزوین قرار دارد. روستایی كوچك و دورافتاده كه خود به لحاظ ویژگی های محیطی و اقلیمی به باورپذیری شخصیت ها كمك كرده است. قصه و ساختار داستانی فیلم گاو آنقدر ساده است كه همواره ما را به كشف نكته برجسته ای وا می دارد. زیرا سادگی شخصیت ها و دنیای آنان همواره بی نظیر به چشم می آید. پرداخت سینمایی مهرجویی از این فیلم ۱۰۰دقیقه ای سیاه و سفید نیز با بیانی روایی و شفاف صورت می گیرد و همواره ابعاد جذابی از لحظه های حسی و روحی و روانی شخصیت ها و زوایای متن را به تصویر می كشد. شخصیت ها دراین فیلم اغلب نمایانگر یك تیپ اجتماعی تعریف شده درچارچوب روستا هستند. بنابراین دنیا و كنش ها و واكنش های آنان همواره تحت تأثیر شخصیت محوری و دغدغه های فكری و روحی و روانی او قرار می گیرد. مش اسلام (علی نصیریان ) و كدخدا (جعفر والی) نمودی از این تیپ های جامعه روستا هستند كه در اثر فراز و فرودهای روحی و روانی مش حسن به تعریف های دیگری می رسند و همواره زوایای دیگری از ابعاد وجودی خود را نشان می دهند. مش اسلام كه با بازی علی نصیریان به پرداختی عمیق و روان شناختی نزدیك می شود، نشانگر شخصیتی با مرام و معرفت و اهل جوانمردی است. او همواره پررنگ تر از كدخدای روستا هم به چشم می آید و در مواقع بحرانی و اضطراری مانند فردی دانا به حل بحران و مشكلات می پردازد. اگر دقت كنیم ما همیشه او را با رفتاری ملایم و طول موج درونی آرام می بینیم، اما هنگامی كه به همراه كدخدا و دیگران، مش حسن را برای مداوا به شهر می برد، به طور ناگهانی برای دقایقی زمام عقل را از دست می دهد و با تركه به كتك زدن مش حسن می پردازد. او در این حین حالتی بی تعادل دارد و انگار باور كرده است كه مش حسن به راستی گاو است. در چنین لحظه ای اوج توهم مش حسن به چشم می آید. او كه توسط افراد آبادی طناب پیچ شده است، به یكباره از دست آنها فرار می كند و از دره خود را به پائین پرتاب می كند و به این شكل پایانی تراژیك را برای زندگی خود رقم می زند.
    فیلم گاو بنا به دلایل فراوانی از سنگ های زیربنایی تاریخ سینمای ایران به شمار می رود. این فیلم همواره دارای شناسنامه ای اصیل و دربرگیرنده باورهای منطبق بر قصه است. مهرجویی كه پیش از ساخت این فیلم تجربه ناموفقی را درعرصه فیلمسازی پشت سر گذاشته بود با این فیلم به باورهای تازه ای در عالم سینما رسید؛ سینمایی كه همواره توانست به جای تكیه بر مسائل پیش پا افتاده و بی ارزش بر عمق و محتوا تكیه داشته باشد و چهره ای عمیق و ژرف از انسان را ارائه دهد؛ انسانی كه به لحاظ المان های شخصیت پردازی در زمره بزرگترین شخصیت های داستانی تاریخ ادبیات جهان قرار دارد و سادگی و هستی شناسی وی به نحوی غریب و اسرار آمیز مخاطب را با خود درگیر می كند. همذات پنداری با شخصیت های فیلم آنقدر زیاد است كه همواره بی نظیر به نظر می رسد. بی شك اگر از مخاطبان فیلم درباره شخصیت های سینمایی و ماندگارترین آنها سؤال بپرسیم، نام مش حسن یكی از گزینه های ثابت ذهن آنهاست. ماندگاری یك شخصیت داستانی نیز از قدرت و ابعاد شخصیتی عمیق و انسانی او خبر می دهد. این درحالی است كه مش حسن بسیار ساده است و به لحاظ افق دید و معرفت شناسی از سطح مرزهای روستا فراتر نرفته است.
    بنا براین سادگی غیرمنتظره و در عین حال اسرار آمیز او همواره سخن آن ادیب را به ذهن می رساند كه سرچشمه سبك رئالیسم جادویی را در قصه های ایرانی به ویژه داستان فیلم گاو دانسته بود. با تمام این تفاسیر این فیلم به تناسب زمان و مكان یكی از آثار حرفه ای و بی بدیل است. زبان هنری این اثر در دوره ای كه الفاظ ركیك و غیرهنری ورد زبان شخصیت های سینمایی بود، به سوی بیانی ساده، پاك و در عین حال فلسفی و هستی شناختی می رود. بررسی زبان شناختی سینمایی فیلم گاو در مقایسه با سینمای دهه ۴۰ بی نظیر است. این تنها فیلمی است كه زبان، ذهنیت و شخصیت آدم ها را در مجموعه روحی و فیزیكی آنها به شكلی انسانی و واقعی ارائه كرده است؛ زبانی كه اگر چه ساده و روستایی است اما در فرامتن خود به سوی آفاق فلسفی و هستی شناختی خیز برمی دارد.
    
    
 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
رتبه پیج رنک سایت یا وبلاگ شما در گوگل کلیک کنید